
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
17گفتم خب طوافت باطل است. گفتم خودت میگویی و اگر از من میپرسی پس چرا میگویی همه میگویند، اگر همه میگویند پس چرا از من میپرسی. گفت چه كار كنم؟ گفتم برو هر چه كه همه میگویند گوش بده! هر چه همه میگویند؛ برو دوباره طواف انجام بده!.
من به تو میگویم اگر شش دور هم در طواف چرخیدی طوری نیست، این را بنده میگویم كسی دیگر چیز دیگر میگوید بفرماید، برو گوش بده، گوش بده، اصراری نیست، هیچ اصراری نیست. برو به همان توجه كن. برو به همان عمل كن. [وسواس] در دین میآید تاثیر میگذارد، در حج آنطور میگوید.
او میگوید نماز را در اوایل وقت وقتی كه قرص خورشید استتار پیدا كرد میتوانی نماز مغرب را بخوانی، او میگوید نه آقا یك ربع تا بیست دقیقه صبر كنید و نمیدانم حمره، قرمزی، از كجا بیاید و نمیدانم به كجا برسد. توجه میكنید؟!
مرحوم قاضی یك فرد عادی نبود، وقتی كه در مجالس نجف وارد میشد تمام علماء همه سكوت میكردند ابَهت و جلال ایشان آنچنان فضا را در سیطره خودش و هیمنه خودش قرار می داد كه نَفَس از كسی در نمیآمد، یك فرد عادی نبود، در بین شاگردان مرحوم قاضی افرادی بودند كه در عین ارتباط با مرحوم قاضی از شخص دیگر تقلید می كردند. شما یك مرحوم قاضی میگویید و یك شاگردانی حالا مثلًا چه شده، اینها وقتی كه موقع نماز مغرب شد، میگفتند كه آقا یك قدری صبر كنید چون از ما از سید ابوالحسن اصفهانی تقلید میكنیم، آقا صبر كنید یك ربعی هم كه ما هم بتوانیم از محضرتان بهرهمند بشویم و استفاده كنیم، ما هم بهرهمند بشویم!!
ماشاءاللَه به این شعور، ماشاءاللَه به این ادراك، واقعاً این زیرخاكیها از كجا درآمده بودند، بندگان خدا آنها صبر میكردند و حرفی نمیزدند و میخندیدند، میگفت چَشم. بیچاره آقای قاضی یك ربع، بیست دقیقه، همین طور در سجاده مینشست تا اینكه آقایان فیض ببرند، موقع نماز چیز بشود، فیض ببرند. توجه میكنید؟!!
