
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
7میخورم، تكان میخورم!، انگار این مطلب را اصلًا ما نشنیدیم و این نكته به نظر نرسیده.
علی كل حال توجه كنید، مرحوم آقا میآمدند صحبت میكردند، حالا كه صحبت به اینجا رسید، گرچه من قصد نداشتم این مطالب را بگویم ولی مطلب خیلی دقیق است رفقا خیلی توجّه كنند! كه این خیلی مسأله حیاتی است.
مرحوم آقا برای افراد و برای اشخاص صحبت میكردند، افرادی بودند كه از راه دور میآمدند، از اصفهان میآمدند، از شیراز میآمدند، از تبریز میآمدند، از ارومیه میآمدند، از خارج از ایران میآمدند، خب مگر اینها چقدر آقا را میدیدند؟ شخص مثلًا در عرض سال سه دفعه میآید ایشان را میبیند، یك دفعه میآید میبیند، آن هم در همین مجلس میآید برخورد میكند، مصادف می شود با سخنان آقا، درست شد؟ پس چی كار كند؟ باید چی كار كند؟
تمام گوشش را، تمام ذهنش را و تمام حواسش را صرف كند برای این كلامی كه از دهان ایشان بیرون میآید؟ از كلام ایشان، روی هوا بزند، مطلبی را كه میگویند روی هوا بزند و بگیرد و مواظب باشد. من میدیدم اینها به جای گوش دادن به حرفهای آقا، فقط به آن ظرف میوه آقا چشم دوختند كه در این ظرف میوه یك چهارم گلابی مانده، این جلسه تمام بشود زود بروم این گلابی را بردارم و بخورم! اینها چیست؟ خیالات، توهمات، تو باید به حرف آقا نگاه كنی ببینی ایشان چه دارد میگوید، گلابی بابا همه جا پیدا میشود، سیب همه جا پیدا میشود، یا آن ته مانده آب همه جا پیدا میشود.
حالا از این آب میخورم تهاش بماند یا نماند، شما چی كار میكنید؟ میگویید آقا، آقا بگذار صحبت عنوانش تمام بشود برود بالا بیاییم و این تهش را ...، نه آقاجان اینها همش گیر كردن در ظاهر است، به جای اینكه شما به حرف من نگاه كنی، ببینید من چه دارم میگویم، و از كه میگویم، چه مطالبی الآن امشب خدا تقدیر كرده كه این مطالب را ما بشنویم، به جای این چشمتان به این لیوان آب است؟! چقدر این لیوان آب را من میخورم، تهش را میگذارم یا نمیگذارم؟! توجه میكنید؟
