توجه به ظواهر، موجب دوری از معنویات
17عنوان یك وسیله و واسطه برای این ارتباط قرار دادهای نه بیشتر. وقتی كه شما سوار اتوبوس میشوید، وقتی كه شخص سوار تاكسی میشود و میخواهد برود یك جا، تاكسی میآید میایستد: آقا كجا میروی؟ من میخواهم بروم میدان انقلاب! خب آیا نگاهش میكند؟ خب شكلت را ببینم، قیافهات را ببینم، شماره شناسنامهات را دربیار و كارتت را نشانم بده و ... بابا بیا سوار شو برو دیگر یك ربع راه بیشتر نیست، فقط این راننده بعنوان اینكه شما را از این نقطه به آن نقطه برساند است، تمام شد، بعد هم آنجا پیاده میشوید و میروید، دیگر حالا بگو ببینم اسمت چیست؟ تو به اسم من چه كار داری؟ خب اسم و فامیلت چیست؟ حالت چطور است؟ و چند تا بچه داری و چند تا زن داری؟ خب حال قوم و خویشت چطور است؟ چه وقت كار میكنی؟ چه وقت آمدی؟ خستهای، نیستی و فلان، میگوید بابا خدا خیرت بدهد بیا یك پولی هم بهت بدهم دست از سر ما بردار برو سراغ یكی دیگر، توجه میكنید؟
همه اینها زوائد است، اقتدا كردن به یك فرد برای امامت جماعت هم همین است مثل شوفر تاكسی است، دیگر صریحتر از این، صریحتر از این بگویم؟ خیلی لری آقا این شخص وسیله است، یك وقتی شما میخواهید بروید از یك نفر تقلید كنی، آن دیگر شوفر تاكسی نیست، توجه كردید؟ آن دیگر این نیست، آن دیگر وسیله نیست، در آنجا میخواهید دنیا و آخرتت را به دست او بسپاری، حالا آن قضیه [انتخاب مرجع] شده شوفر تاكسی این قضیه [امام جماعت] شده فلان!! دنیا و آخرتت را داری میسپاری دست یكی و خبر نداری كه در این مسئله عمر خودت را گذاشتی. و خدا كه دو تا عمر دیگر به تو نمیدهد، عجب! تا بحال ما اینجور بود، تابحال اینطور بود، تابحال دنبال این بودیم، تابحال از این تبعیت میكردیم این هم كه بابا اینطوری درآمد این هم كه حرفهایش اینطوری بود! این هم احكامی كه به ما میگفت، تكالیفی كه به ما میگفت ....

