
توجه به ظواهر، موجب دوری از معنویات
فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ و تذکراتی در خصوص توصیه بزرگان به شروع مراقبه خاصه اشهر ثلاثه قبل از حلول ماه رجب حداقل از اول ماه جمادی الثانی
توجه به ظواهر، موجب دوری از معنویات
17خب راجع به این كه غذائی كه انسان میخورد نباید مشتبه باشد، این مسئله، مسئله مهمی است، حساب آدم را میرسند یك روزی، حساب انسان را یك روزی میرسند، انسان نمیتواند سرش را زیر برف كند، باید بیاید حساب پس بدهد، باید رعایت كند، خطوری كه از ذهن حتی میگذرد، راجع به یك معاملهای كه انسان میخواهد انجام بدهد آن خطور در ملكوت آن معامله تاثیر میگذارد: بگذار به این بگویم یك تیكهاش را نگویم، اگر آن یك تیكه را بگویم شاید از من این جنس را نخرد، حالا به او نمیگویم این را كه میخواهی بخری، فردا ارزان میشود! ها! این را به او نمیگویم، امروز فعلًا قیمتاش این است، خب من هم قیمت امروز را گفتم دیگر، من كه دیگر به فردا كاری ندارم، حالا بگذار امروز بخرد، ولی فردا ارزان میشود، فردا هم بیاید بگوید میگویم میخواستی نخری، دیروز خریدی، این را به او نگویم، این در آن معامله تاثیر میگذارد، این میشود مشتبه، فقط مشتبه این نیست كه یك حرام جدی قطعی باشد، آن كه دیگر حرام است، آن دیگر اسمش هست، راستش را به مشتری بگو، بگو آقا این را كه میخواهی از من بخری فردا این ارزان خواهد شد.
یا شما كه میخواهی این را از من بخری با این وصف، این را من ندارم سه تا مغازه پایینتر این جنس را دارند، شما میخواهی برو آنجا، ممكن است شخص بیاید بگوید آقا من اصلًا از تو خوشم میآید همین مطلبی كه تو گفتی، دلم میخواهم اصلًا از تو بگیرم، ولی شما واقع را به او گفتی.
این كه تو میخواهی با این مارك فلان جا دارند من ندارم، اگر میخواهی مال من این است، اگر كسی اینطور بود، این نحوهاش همان نحوه سلوكانه است، این معاملهاش معامله سلوكانه است، آن پولی كه به دست میآورد آنوقت آن پول نور دارد، نورش را این چراغها و دستگاهها نمیبینند، ها! ولی نورش را آنهایی كهچشمشان یك چیزهای دیگر را میبیند آنها تشخیص میدهند. این آنوقت نور دارد، این اگر تبدیل به برنج بشود آن برنجش نور دارد، تبدیل به نان بشود آن نان نور دارد، ولی اگر آنطوری پنجاه هزار تومان اضافه گیر آمده آن پنجاه هزار تومان نور ندارد، تبدیل به برنج میشود آن برنج را میخورد آدم احساس خستگی میكند، از كجا پیدا شد؟ احساس قبض میكند، اینها برای آن است، انسان باید راست باشد، صادق باشد، درست باشد هر چه میخواهد بشود بشود.
