توجه به ظواهر، موجب دوری از معنویات
7قضیه آمده، آیات قرآن كه در این مسئله آمده، راجع به كیفیت صحبت كردن، كیفیت برخورد، نحوه ارتباط مردم با آنها، كیفیت امر به معروف و نهی از منكر كه خودش اصلًا بسیار باب وسیعی هست، هر حرفی را انسان در كجا بزند؟ و هر اقدامی را در كجا انجام بدهد؟ در یك جا باید تند و در یك جا باید ملایم برخورد بشود، مطابق با خصوصیت افراد.
این بحث را من خیال میكنم كه فعلًا راجع به آن صحبت نكنیم ولی راجع به همین كه میخواهم عرض كنم كه این مسئله حماقت و بَلَهَ كه امام صادق علیهالسّلام در اینجا ذكر كردند این ریشهاش به چه چیزی برمیگردد، به عدم تفكر صحیح و عدم رسیدن به آن مطلب، مطلب هم از این قرار است یكی از عللی كه انسان به یك همچنین نقطهای میرسد مخصوصا نسبت به ادراك و درك مسائل سلوكی و ادراك معانی و ادراك كلیات عدم توازن و تعادل بین جسم و بین نفس و روح اوست.
بارها خدمت رفقا عرض كردم، شاید بیش از صد بار این مسئله را عرض كردم، ما خواهی نخواهی یك نوع ارتباط بین خود و بین بدن و بین مزاج داریم، بخواهیم یا نخواهیم. معده كه درد بگیرد فكر ما مشغول خواهد بود بخواهیم یا نخواهیم. سر وقتی درد بگیرد خواهی نخواهی فكر ما مشغول خواهد بود، ذهن ما، فكر ما، ادراك ما، مشغول این قضیه خواهد بود. ناراحتی كه برای ما پیدا شود این مسئله خواهی نخواهی به این كیفیت هست، همینطور از جمله مطالبی كه برای سالك بسیار، بسیار مسئله، مسئله مهمی است ... حتی ما این مطالب را در مسائل عادی هم ملاحظه میكنیم، یك مسئله، یك مسئله ریاضی اگر كسی بخواهد حل بكند اگر شرایط بدنی و شرایط جسمی در شرایط مناسبی نباشد نمیتواند حل بكند، هی مینشیند و هی به یك راه دیگر میرود، هی دوباره مینشیند عوضی فرض كنید كه به یك مسائل دیگر ختم میشود. آنچه را كه لازمه حل یك مسئله ریاضی و یك معادله هست آن تیزی است كه ما اسم او را حدس میگذاریم، حدس انسان طرز فكر و شیوه تفكر را میبرد به همان سمتی كه منجر به حل این مشكل و این ابهام و مسئله ریاضی خواهد بود.

