توجه به ظواهر، موجب دوری از معنویات
9دیگری است، متوجه یك مسئله دیگری است، متوجه غذاست و عجیب این است كه در كیفیت ترشح آنزیمهای معده تاثیر میگذارد كه چگونه انسان غذا بخورد یا نه. لذا الان شما مشاهده میكنید در خیلی از عكسبرداریها و امثال ذلك كه فرض كنید دارند میگیرند، میگویند: حالا به هیچی فكر نكن، فقط به این مایعی كه داری میخوری فكر كن، یعنی همین نشان دهنده كیفیت عكس العمل معده و روده و این بدن، این مسئله، مسئله بسیار مهمی است و خواهی نخواهی تاثیر دارد، چون تمام سیستم اساسی بدن براساس اعصاب است، این اعصاب وقتی كه دستخوش تحول و تغیر بشود در كل این مسائل همه تاثیرگذار خواهد بود، درست؟
حالا همین مطلب را در نظر بگیرید كه انسان برای ادراك مسائل معنوی و برای ارتقاء نفس احتیاجی به یك نوع سبكبالی و احتیاجی به یك نوع فراغت، فراغت فكر و آسایش تن و احتیاج به سبكبالی و انبساط دارد وگرنه برایش این مسائل حاصل نمیشود، آنوقت چطور ممكن است با خوردن غذاهای متنوع به حد غیرمجاز، حدی كه انسان احساس بكند سنگین شده، فكرش، همین كه سنگین شده یعنی آن حالت عدم درك صحیح برای انسان پیدا شده و همان باعث میشود كه برای انسان این حالت پیدا نشود، اگر قرآن میخوانید آن حال درك مطلب در اینجا نیست، امتحان كنید، امتحان كنید. ببینید وقتی كه قرآن میخوانید، وقتی كه اشعار راقی و عالیة المضامین از بزرگان را میخوانید چه ادراكی از آن مطالب در ذهن پیدا میشود؟ از این آیات قران چه بدست میآید؟ از روایات ائمه وقتی كه مطالعه میكنید ببینید چه مسائلی ممكن است به نفس خطور كند، مسائلی كه اصلًا حتی احتمالش و توقعش را شما نمیدادید، میبینید این مطالب دارد به نفس خطور میكند چرا؟ چون ذهن آمادگی دارد و نفس آمادگی دارد، روح برای درك مطالب درگیر با ارتباط با بدن خیلی نیست، نفس خیلی درگیر نیست كه این غذایی كه حالا تا خرخره آمده بالا بخواهد این غذا را هضم كند و چطوری میخواهد از عهدهاش بربیاید، بالاخره همه اینها درگیری دارد. روح برای درك مطلب راحت است، فراغت دارد، فكرش راحت است، نشاط دارد، انبساط دارد، گیر ندارد.

