
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
7گفت ما خیال كردیم كه این حالا مطالعهاش را میكند و بعد یك چلوكباب برای ما درست كرده و دو تا خورشت هم آنطرفش گذاشته و سه تا دسر و خلاصه ...، وقتی كه مطالعهاش تمام شد آمد سفره را پهن كرد، رفت از توی كیسه، نان درآورد و گذاشت سر سفره بعد هم رفت از توی آن پاكت یك دانه پیاز برداشت آورد، حتی پوست پیاز را هم درنیاورد، آمد گذاشت این وسط و یك مشت هم گذاشت روی آن، گفت بفرما بسم اللَه، حالا ما این را از پدرمان شنیده بودیم و راجع به همان گفتیم كه همینطوری میخوریم، برای ناهار و شام پیاز میگذاریم و یك مشت هم میگذاریم روی آن، پدرمان گفت آقاجان تو الان ١٧ سال داری، آن كسی كه آن كار را میكرد یك شب بود نه هر شب و بعد هم آن با مزاجش سازگار بود. و چون من در همان سنین دارای ناراحتی معده بودم و به دكتر مراجعه میكردم، بعد برای من دستور غذایی دادند، باید در هفته روزها این را بخورید، یكشنبه این، دوشنبه این، سه شنبه تا آخر، و گاهی اوقات هم كه ما تخطی میكردیم و خلاصه میخواستیم به یك نحوی باشد كه خوابمان كمتر باشد خلاصه قضیه لو میرفت و به مرحوم آقا، بعضیها گزارش میدادند كه این دارد تخطی میكند و مرحوم آقا بر ما واجب كردند كه حرام است غیر از این شما بخواهید انجام دهید، دیدیم كه نه دیگر مسئله شوخی نیست كه بخواهم خارج از این باشم.
مثلا شب فقط یك لیوان شیر میخوردم یا یك لیوان دوغ میخوردم كه بتوانم بیدار باشم، من در آن زمان تقریبا در طول شبانه روز حدوداً سه تا سه ساعت و نیم بیشتر نمیخوابیدم، خب هم افراطش غلط است و هم تفریطش، هر دو غلط است، توجه میكنید؟
خب همان زمان ما این كارها را كردیم و باید نسبت به معده خودمان احتیاط میكردیم، تا الان هم مطلب این است كه گرفتاریم، یعنی ببینید همان چیزی كه مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه در آخرین سفری كه ما ایشان را زیارت كردیم در كربلا به من فرمودند ...، اینها را من برای دوستان و مخصوصاً جوانان و نوجوانانمیگویم، اینهائی كه در سنین رشد هستند و بعضی از اوقات ممكن است كه تفكرات و تخیلات و توهماتی برای انسان پیدا بشود و انسان تصور بكند كه میخواهد یك كار خیر انجام بدهد، یك حركتی بكند، یك قدمی بردارد ولی خبر ندارد كه چه عواقبی و تبعاتی ممكن است دربرداشته باشد و بعد گرفتار شود.
