
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
13این توصیه به همین جهت بود كه مسائل روزمره، زیاد افراد را از رسیدن به آن مقصود، بازندارد، در میان فواصل، در روزها، مواردی وجود داشته باشد كه موجب بشود خیلی از آن مطلوب دور نشوند، این مطلب مربوط به اشتها بود.
بنابراین معیار كلی برای سالك این است كه مراعات اشتهای خودش را بكند، نه آنكه هر چیزی كه در مقابل خودش میبیند بخورد، حالا كه در مقابل خودش پرتغال است پس میل پیدا كند؟ حالا كه در مقابل خودش سیب هست پس میل پیدا كند؟ حالا كه در مقابل خودش پسته و آجیل و امثال ذلك است پس میل پیدا كند؟ این مسئله انسان را میكشاند به دنبال مطالب زائد بر اصل و از آن اصل قضیه انسان محروم میماند.
حاصل كلام امام صادق علیه السلام این است كه باید ببینی آن چیزی كه برایت مفید است آن را میل كنی، آن چیزی كه برایت مفید است، و به رنگ و لعاب و مسائل دیگر نباید توجه داشته باشی، زیرا این موجب بَلَه و موجب حماقت خواهد شد، حماقت یعنی همین، یعنی فكر انسان خسته بشود و وقتی فكر خسته شد دیگر نمیتواند آن جاذبهها، آن نفحات، آن واردات، آنچه را كه از جانب ربوبی میآید آنها را تلقی كند، بلكهبا یك ذهن خسته روز را به شب، و شب را هم به روز میآورد، نه روز او این قابلیت را دارد و نه در شب این قابلیت برای او خواهد بود، لذا انسان باید از مبنای بزرگان در كیفیت عشاء، یعنی همان تغذیه در شب هم استفاده كند.
هیچ وقت بزرگان غذا را در شب به نحوه یك غذای سنگین نمیخوردند، غذای آنها در شب غذای سبك بود و نمیگذاشتند دیر بشود، امروزه هم همین مطالب را میگویند، میگویند كه در اول غروب باید شام خورده شود و خیلی مختصر باشد و از یك ساعت بعد از غروب نباید دیرتر باشد، چون این موجب ثقل بر بدن میشود. نظام سلامتی بدن در شب متفاوت است با روز، بنابراین نباید انسان تحمیل كند بر بدن خود چیزی را كه خداوند بر عهده بدن در شب نگذاشته است. خب انسان باید به این مطالب برسد. یك ساعت از شب كه گذشت غذایش را بخورد، امروزه كه میگویند بین غذا در شب و خواب حداقل باید سه ساعت هم فاصله باشد خب این به خاطر این است كه این ثقل نیاید و بعد بدن بتواند كارش را انجام بدهد، جهاز هاضمه بتواند كارش را انجام بدهد و این تبدیل به سم نشود و بدن را فرسوده نكند و آن غذائی كه باید موجب توان و قوت و قدرت بشود، نباید تبدیل به سم بشود و در كبد ذخیره بشود و بعد هم موجب مسائل و ابتلائات دیگر شود.
