
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
تأثیر تغذیه بر سلوک الی اللَه
21باید بداند كه رحمت غلبه دارد و رحمت او همه جا را گرفته و ما خودمان با دست خودمان راه خودمان را میبندیم با دست خودمان راه را میبندیم، وقتی كه تو میشنوی یك مطلبی را، به جای اینكه بیایی این مطلب را بپذیری بلند میشوی میروی سراغ این كه یك جوری بیایی و بگویی این قضیه دروغ است، تو داری راه خودت را میبندی، توجّه كردید؟ پس نگو فلانی اینقدر پیش آقا بود آخر آنطور شد، فلانی آنقدر بود آنطور شد، نه! تو با دست خودت، تو با زبان خودت، تو با فهم خودت داری راهت را میبندی.
فلانی هم كه بود و اینطور شد در همان موقع هم به فلانی این مطالب گفته شده بود، ترتیب اثر نداد، همان موقع به آن شخص گفته شده بود، ترتیب اثر نداد، اگر ترتیب اثر میداد اینطور بود؟ همینطور بود؟ پس بنابراین این چه گلایهای است؟ این چه یاسی است؟ این چه ناامیدی است؟ و این چه حرمانی است؟ و این چه بیچارگی و بدبختی است كه یك نفر باید به آن مبتلا بشود و به واسطه كاری كه خودش دارد انجام میدهد بیاید و تقصیر را بیندازد گردن خدا و بیندازد گردن ملائكه و بیندازد گردن عالَم مدبّرات، كه بله! خب این چه جوری میشود، آن اینطور شد، خب ما هم شاید اینطور بشویم، نه! آنها میگویند این حرفها نیست، هیچی نیست، بیخود چرا گردن خدا میاندازی؟ آقا رفتی خلاف كردی به تو گفتند این كار را نكن! رفتی خلاف كردی حالا بخور! حالا بخور! چرا دیگر گردن خدا میاندازی؟ چرا گردن ملائكه میاندازی؟ وقتی میگویند آقا این كار را نكن ...، خب آنها چه كار كنند دیگر؟!
یك بنده خدایی آمده بود راجع به یك قضیهای از ما سوال كرده بود، گفتم آقا این به صلاح نیست و من نسبت به این قضیه نگرانم، بعد رفت و مبتلا شد و بعد آمد گفت ما این كار را كردیم حالا چه كار كنیم؟ گفتم هیچی زدی چشمت را درآوردی و كور شدی حالا بنده چه كار كنم؟ من كه نمیتوانم سر جایش بگذارم، من كه از اول گفتم نكن، حالا كه چشمت را درآوردی ... خب حالا البته یك راههایی خدا خودش باز میكند امّا آقا از اوّل نمیرفتی، قضیه اینجور نیست كه ما برویم هر كاری انجام بدهیم بعد هم فرض كنیم كه آب از آب تكان نمیخورد و مسئلهای پیش نمیآید و بعد تا آخر هم همینطور خواهد بود. نهخیر! یك تبعاتی دارد و این تبعاتش حتی ممكن است به سختی از بین برود، نظام خدا و دستگاه خدا بی حساب نیست، بی حساب نیست. بله! اگر میگفتند فلان كار را انجام بده و انجام میدادی بعد مبتلا میشدی بیا گلایه كن، كه آقا ما آمدیم همانطوری كه خودتان گفتید انجام دادیم، همانطوری كه خود بزرگان گفتند، ولی وقتی كه گفته شد پس معلوم میشود كه قضیه اینطور نیست.
