کیفیت تغذیه در سیروسلوک
7است. چون اگر بگویند دیگر اثر ندارد، دیگر فایدهای ندارد، آن شخص از اوّل خودش میداند، قضیه را میداند كه چه اتفاق خواهد افتاد و چه مسألهای ... ولی صدایشان درنمیآید و خودشان را هم تازه میزنند به آن راه، تازه میگویند: آقا بیا این كار را بكن و بیا فلان بكن، حالا خبر دارد قضیه از چه قرار است.
به همه قول دادند به زن و بچهشان قول دادند كه میرویم و میزنیم و مكّه را فتح میكنیم و بتها را درب و داغون میكنیم، خرد و خمیر میكنیم و چه میكنیم و فلان میكنیم و حالا میبینید با چه پولها و طلاهایی كه از این كفار و قریش به دست میآوریم برمیگردیم به مدینه و فلان ... میروند آنجا یك دفعه دست از پا درازتر كلهها پایین، پیغمبر صلی اللَه علیه و آله میگویند كه چون احرام بستید، همانجا حلق كنید و از احرام بیرون بیایید و برگردید، یك عده گفتند: چشم. حلق است دیگر، گفتند: حلق كنید سرتان را بتراشید و برگردید. خب چه كسی سرش را میتراشد؟ كسی كه رفته به حج، ما كه حج نرفتیم برای چه سرمان را بتراشیم؟ اگر گفتند: تو كه مكّه نرفتی! فتحت كجاست؟ مكّهات كجاست؟ بیرون كردن قریشت كجاست؟ طواف و سعی و ... كجاست؟ این سر تراشیده چیست؟ جواب مردم را چه بدهیم؟ بگوییم این همه راه رفتیم دست از پا درازتر برگشتیم؟ همین، صلح بكنیم برگردیم؟ خُب حالا برگردیم، برای چه سر را دیگر بتراشیم؟ میگویند: تو كه مكّه نرفتی كه سرت را بتراشی، تو كه سعی نكردی، طواف نكردی؛ توجه میكنید؟
اینها مسائلی است كه خیلی مسائل مهمی است. یك فقیه اینجاها خودش را نشان میدهد كه نسبت به تكالیف افراد و تكالیف مقلّدین خودش چه احساسی را دارد؛ احساس سرباز كردن یا احساس وارد كردن مقلِّد در همان راهی كه رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله در آن راه قدم گذاشت. خیلی فرق میكند، احساس اینكه مثلا حالا یك كاری بكنیم این كارش زود راه بیفتد! و یك كاری بكنیم این مشكلش حل بشود! و یك كاری بكنیم و فلان ... چرا راهی را نشان نمیدهیم كه آن راه، راهی است كه انبیاء و رسول خدا و ائمه و دین آن راه را نشان داده و سعادت را در آنجا قرار داده، اثر را در آنجا قرار داده، نتیجه را در آنجا قرار داده است؟ اینجاست كه دیدگاه یك فرد نسبت به مسائل خیلی دقیق میشود و خیلی عوض میشود، و معلوم میشود كه چه مقدار ما دغدغه هدایت و رشد و تعالی افراد را داریم! تازه اگر طرف خودش بفهمد اگر نفهمد كه هیچی، آنكه دیگر اصلًا بحثش نیست.

