روش تعامل با مردم در دیدگاه ائمه علیهم السلام
21خُب این را هم بگیر برای خودت، خرمنت به اضافه یك گندم، سنگینتر شود.
خب راست هم میگفت، یعنی وقتی كه این حرف را میزند چون عارف است، میشناسد، به مقام عبودیت رسیده، حقیقت عبودیت را فهمیده، این عبارت امام صادق را درك میكند، كه وقتی تو برای خودت حساب باز نكردی، دیگر پس تو آن یك قطره هم، در اینجا جایی نداری، تو آمدی در آنجا برای خودت دریا فرض كردی من كه نیامدم! اینجا اصلًا به طور كل همه چیز تغییر پیدا میكند، زیر و رو میشود.
یك وقت چندی پیش بود نمیدانم پارسال بود، من تهران بودم، میخواستم سوار تاكسی بشوم، جایی بروم، یكی آمد جلو گفتم كه: فلان جا میروم، گفت كه: آقا من نمیدانم چقدر قیمت گفت نمیدانم ده تومان، دوازده تومان كمتر نمیگیرم! به او گفتم: خب پانزده تومان قبول میكنی؟ گفت: چه؟ گفتم كه: پانزده تومان قبول میكنی؟ گفت: بَه حاج آقا بیا نوكرتم، مخلصتم! گفتم: بابا بگذار بیام بنشینم، اینجور حملهای كه تو میكنی، میترسد؛ ده تومان كمتر نمیشودها! خیلی خب بابا ما به تو پانزده تومان میدهیم، اشكال دارد؟ دیگر آقا بنده خدا حالا یك خرده رفیق شد و فلان و ... بله خیلی آنجا میخواست گرم بگیرد و خیلی میخواست با ما گرم بگیرد دیگر، دید نه دیگر صلاح نیست، خیلی زیادی دیگر ... خیلی خوشش آمد و جوان خیلی خوبی بود منتهی خب ...!
امام علیهالسلام به او میگوید بگو: اگر ده تا به من گفتی یكی هم نمیگویم، یكدفعه چه میشود میماند، قضیه چیست؟ كه دارد میگوید ده تا اگر به من بگویی یك جواب هم نمیشنوی، این چه داستانی است؟ این چه فرهنگی است؟ این چه فرهنگی است؟! این چه مبنایی است؟ اگر ما بیاییم و این فرهنگ را به دنیا به عنوان فرهنگ تشیع عرضه كنیم چه خواهد شد؟! توجه میكنید چه میخواهم عرض كنم؟! این فرهنگ را، فرهنگ امام صادق را، چه خواهد شد؟ و چه تغییراتی در اذهان به وجود خواهد آمد؟ و چه تغییراتی در تفكرات نسبت به ما، نسبت به مكتب، نسبت به اسلام، به وجود خواهد آمد؟ و چه دگرگونیهایی بر خلاف آنچه كه در توهمات افراد و تخیلات افراد، در اذهان و اینها در گردش هست و موجب مشاكل و صعوبات و زحمات و لطمات، تمام اینها تغییر پیدا خواهد كرد، با یك تغییر، با یك تعبیر، با یك نگرش، نگرشی كه از بزرگان، از این افراد به ما رسیده است!

