روش تعامل با مردم در دیدگاه ائمه علیهم السلام
17ولی وقتی كه انسان فكر میكند میبیند عبارت امام صادق همین است دیگر، قضیه همین است، چرا انسان عیب را به دیگری نسبت بدهد؟ چرا؟ البته خب یك وقتی واقعاً یك ایرادی و یك اشكالی در قضیه هست، خب بله انسان خب چیز میكند بایستی كه درصدد رفع و اینها بربیاید، ولی یك وقتی مسأله ایرادی كه الآن در او پیدا شده قدری هم به حساب این نوشته شده، یعنی كاری كه این كرده باعث شده كه الآن آن شخص یك همچنین مشكلی، یك همچنین ایرادی پیدا كرده، و واقعاً هم ایراد دارد، یعنی كارش ایراد دارد، ولی یك مقداری هم به خاطر این بوده، حالا طرز صحبت باعث شده، طرز رفتار باعث شده، طرز كردار باعث شده، یك مقداری ... این مقداری كه مربوط به خودش است چرا به حساب نمیآورد؟ خب این یك مسأله است، آیا اگر رفتار تو غیر از این بود این شخص به یك همچنین اشتباهی دچار میشد؟ یا این هم موثر بوده، رفتار تو هم موثر بوده، حالا بگو فرض كنید كه چهل درصد، بالاخره چهل درصد در این قضیه تو سهیم هستی، سی درصد، بیست درصد، ده درصد، این نیست كه فقط و فقط و فقط هیچ عیب و ایرادی متوجه شخص شخیص نباشد، تمام ایرادها متوجه طرف باشد، این نمیشود اینطور، كم اتفاق میافتد، نه اینكه حالا بگوییم نیست، خیلی كم اتفاق میافتد.
پس همه مطالب به خاطر این است كه: من يك جايگاهى در ارتباط با خارج، در ارتباط با حادثهها، در ارتباط با مسائلى كه در دور خودم مىگذرد، يك جايگاهى اول براى خودم ترسيم مىكنم، موضعام را سفت مىكنم، بتنريزى قشنگ، خوب مىكنم، آنجا كه خوب مستقر شدم، حالا مىروم سراغ اينكه مطالب چگونه است و به چه كيفيت است! اين فايدهاى ندارد، اين نتيجه ندارد.
مرحوم آقا یك وقتی الآن یادم آمد این قضیه ایشان در یك جریانی خب یك فعالیتهایی میكردند یك مطالبی یك كارهایی میكردند، در همان زمانهای خیلی وقت قدیم، در زمان سابق و اینها، و تبعاً تصمیماتی میگرفتند، خب بالاخره مسائل، مسائل سهل و بسیط نبود، مسائل مسائل مهمی بود.

