اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

روش تعامل با مردم در دیدگاه ائمه علیهم السلام

0
عنوان بصری
عنوان بصری

شرح فقره وَ أَمَّا اللَوَاتِي‌ فِي‌ الْحِلْمِ: فَمَنْ قَالَ لَكَ: إنْ قُلْتَ وَاحِدَةً سَمِعْتَ عَشْرًا فَقُلْ: إنْ قُلْتَ عَشْرًا لَمْ تَسْمَعْ وَاحِدَةً! 1ـ امام صادق علیه السلام در کیفیت ارتباط با دیگران در تحمل ناملایمات می‌فرمایند: در مقابل توهین یک کلمه هم پاسخ ندهید و بگویید اگر ده کلمه بگویی، یک کلمه نمی‌شنویی. این مطلب از شاه‌ کلیدهای سلوک محسوب می‌شود. چون اگر در جواب یک حرف، چند پاسخ دهید، صد سال هم بگذرد به همین منوال در همان کثرت باقی می‌مانید و این به‌خاطر جنبه ارتباطی است که نفس با این موضوع دارد. 2ـ اگر انسان تواضع دارد این را باید در همه‌جا اعمال کند نه فقط در یک‌جا. 3ـ بزرگان همیشه یادآور می‌شدند که: باید به آن نیّت، باطن و ارتباط بین شخص و عالم واقع نظر داشته باشد درحالی‌که ما فقط ظاهر افراد را در اعمال می‌بینیم و اینکه چه غرض و نیتی پشت این امر ظاهر دارد را نمی‌دانیم. 4ـ اگر انسان به واقع و حقیقت و غرض شخص واقف باشد، مسائل ظاهر برای او جلوه‌ای ندارد زیرا او واقعیت را می‌بیند. 5ـ امام صادق علیه السلام از اول این حدیث شریف عنوان بصری حقیقت عبودیت را به ما یادآوری می‌کنند که انسان باید در این دنیا در مقام عبودیت باشد و مسامحه نکند. 6ـ همه ما برای خود در دل حسابی باز کرده‌ایم که جدا از ظاهرمان رفتار می‌کنیم و با بروز یک مسئله، خود را نشان می‌دهیم و اوضاع بهم ریخته و طرز صحبتمان تغییر می‌کند و آن ارتکاز در کارهای‌مان دچار اختلال می‌شود، اینها همه مال آن حسابی است که در دل باز کرده‌ایم. 7ـ علت اینکه ما روی اشتباه خود می‌ایستیم و حاضر به اشتباه خود نیستیم آنست که غیر از حساب حق و واقعیت، برای خودمان حسابی بازکرده ایم و همه این حساب را دارند. 8ـ باید از پیغمبری تبعیت کرد که در دل حسابی باز نکرده باشد، با این ملاک دیگر از هر کسی نمی‌شود اطاعت کرد و ولی خدا کسی است که نباید در دل خود حسابی باز کرده باشد. 9ـ در جلسه‌ای فردی از اهل کرامت می‌گفت به همت مولا اگر چشمهایم را روی هم بگذارم تمام عالم را خواهم دید! در جواب او گفتم: به همت مولا من تمام دنیا و آخرت را خواهم دید. آن شخص همت مولا را به حساب خود گذاشته بود. ولی شخصی مثل سلمان همه کار می‌کرد ولی آن را به‌حساب مولا می‌گذاشت. 10ـ درکارهای شخصی، فرد نباید حسابی برای خود باز کند و آنچه که در دلش هست را بای

روش تعامل با مردم در دیدگاه ائمه علیهم السلام

6
  • این جایگاهی را كه انسان در این دنیا دارد این را انسان می‌خواهد همیشه نگه دارد و حفظ كند؛ در مهمانی می‌رود همه به او توجه كنند، همه به او نگاه كنند، آقا آمد، مجلس عوض شد، از اول نمی‌رود می‌گذارد همه كه آمدند بعد وارد می‌شود، این هم خودش یك كلاسی است دیگر، اگر آدم اول برود در مجلس خب این‌هه می‌گویند؛ اول خب افرادی كه یك وقت زیادی دارند، یك فرصت دارند یك خرده سرحال هستند، یك خرده وقت بیشتری می‌توانند بگذارند، این‌ها اول می‌آیند، بعد افراد دیگر دیرتر می‌آیند، نه این‌ها خیلی وقتشان زیاد است! اشتغالشان زیاد است! فرصت سر خاراندن ندارند؟! این‌ها وقت ندارند كه مثلًا حالا بخواهند كه بیایند از اول بنشینند سر سفره، در مجلس و اگر مجلس روضه است فقط یك ده دقیقه آخر كه منبری می‌خواهد چیز بكند می‌آیند چون دیگر وقت نیست! مجال نیست، اینقدر گرفتاری زیاد است اینقدر مراجعات اینقدر زیاد است كه نوبت به مداح و ذاكر و این‌ها اصلًا نمی‌رسد و فقط یك ده دقیقه آخر یك سلام‌علیك و یك خودی نشان بدهیم و بعد دوباره برگردیم و سوار ماشین، ماشین هم حتماً باید روبروی در بایستد و درش را هم باز كنند كه آقا كه می‌آید زود سوار شود و برود! وقت ندارند دیگر! وقت برای این چیزها ندارند.

  • خُب این افراد چه جایگاهی برای خودشان در نظر می‌گیرند؟ یا این‌كه وقتی كه می‌خواهند بلند شوند دیگر مجلس تمام باشد، مجلس دیگر بعد ادامه پیدا نكند، چون دیگر با رفتن ایشان دیگر جایی باقی نمی‌ماند محلّی از اعراب نمی‌ماند كه یكی بخواهد فرض بكنید كه دیگر بماند و مجلس ادامه پیدا بكند، مجلس دیگر باید تمام باشد.

  • ما در این دنیا به این كیفیت هستیم، وقتی وارد یك مجلس می‌شویم: ا فلانی آمد! اما اگر رفتیم در این مجلس احساس كردیم كه خب ما را هم مثل بقیه تحویل گرفتند یك چیزیمان می‌شود، این یك چیزیمان می‌شود قضیه چیست؟ كه یك چیزیمان می‌شود، كه ما را هم مثل بقیه، نمی‌گویند: فلانی آمد، فلانی آمد، به به آقا چی شده، مزین فرمودید، افتخار دادید، چه كار كردید! یا این‌كه فرض كنید كه وقتی كه وارد یك بحثی می‌شویم، یك بحث علمی با افراد می‌شویم، كسی نباید انتقاد كند، كسی نباید ایراد بگیرند، اگر ایراد بگیرند اصلًا قبل از این‌كه ایراد او را بشنویم در مقام جواب برآمدیم، هنوز نشنیده می‌خواهیم جواب بدهیم، كجای قضیه گیر دارد؟ دیدید بعضی‌ها حالا یك كسی بخواهد ایراد بكند، بگوید: آقا چی داری می‌گویی، اصلًا این حرف چیست كه می‌زنی؟ مگر به حرف من كسی می‌شود ایراد هم بگیرد! چرا نمی‌شود، خب بگیرند، مگر ما حرفی كه می‌زنیم از لوح محفوظ می‌زنیم؟ مگر ما از لوح محفوظ حرف می‌زنیم؟ ما بشر، بنی آدم هستیم، تفاوت نمی‌كند.