کیفیت تاثیر نیّات نفسانی بر عمل
21حرف میزند در واقع موقعیت تو دیگر در اینجا دفاع از ولایت نمیشود، موقعیت تو در اینجا میشود: تحقیر نفس تو و تخفیف موقعیت تو در قبال منطق او، این الآن برای تو اهمیت پیدا میكند نه دفاع از ولایت! چون دفاع از ولایت باشد صاحب ولایت میگوید: نكن، او میگوید نكن، پس این كه الآن تو داری انجام میدهی نه برای دفاع ولایت است، مسأله این است كه با وجود من هشام چرا این دارد الآن بالای منبر این حرف را میزند؟! من اینجا نشستهام و این دارد این حرفها را میزند؟! پدرش را دربیاوریم! همچین لهش كنم بگذارم كنار، من اینجا نشستهام و این دارد [بر خلاف] صحبت میكند میگویند: هان! بفرما این را هم ببین كم آورد دیگر، نگاه كن ببین كم آورده، چون كم نیاورد میآید دفاع میكند، نه چون دارد كلام موسیبنجعفر را و امامصادق را عمل میكند!
این میشود شكست، این میشود ترور ابنزیاد در منزل هانیبنعروه این آن میشود، آن به آن شكل شمشیر، این به این شكل زبان! یكی است، یعنی یك حركت است این حركت در دو [شكل]، در ابعاد مختلف و در ظهورات مختلف میتواند جلوه كند كه در این قضیه خود مطرح است یا اینكه او مطرح است.
امامصادق علیهالسّلام به ما میفرمایند: حواست جمع باشد، در صحبتهایی كه با افراد میكنی، در ارتباطاتی كه با افراد داری، در همه این مسائل ببین خودت را میخواهی مطرح بكنی، یا میخواهی به تكلیفت عمل كنی، حواست باشی، یك وقت ممكن است تكلیف سكوت باشد، به نظر ظاهر هم شخص مثلًا شكست بخورد و موقعیتش از بین برود، یا آن وضعیتی كه دارد آن وضعیت تغییر و تبدّلی برایش پیدا شود! خُب بشود، خُب خیلی از جاها انسان باید بنشیند نگاه كند، خُب نگاه كند، بگو هر چه دلت میخواهد بگو یك ساعت، این به این دلیل، آن به آن دلیل!
اصلًا من گاهی اوقات كه این مطالب را میخوانم خندهام میگیرد، این بندگان خدا چه زحمتی به خود میدهند؟ خُب بالاخره آدم دروغ را بیاید جا بیندازد خُب خیلی است دیگر، یك دروغ را بیاید جوری پروبال بدهد كه ... معلوم است این خیلی زحمت دارد. خلاصه اتّفاق افتاده و شاید مشكلاتی هم پیش آمده و اینها، وقتی خیلی فشار به آدم میآید ...!

