نتیجه
رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی
16من وقتیكه ایشان صحبت میكردند خودم مشاهده میكردم افرادی دارند نگاه میكنند به ایشان و زار زار گریه میكنند و من در دلم به اینها میخندیدم، این مسكین كه الان دارد به این مطالب گریه میكند و واقعاً اشك از چشمشان میآمد، دیگر دروغ نبود، آب پیاز كه نریخته بودند در چشمشان تا این چشمشان بسوزد، واقعاً این اشك را میدیدیم، اشك احساس بود، نه اشك واقع! اشك از روی این هیكل دارد الان حرف میزند، این قیافه دارد حرف میزند، به به چه آقایی! ولی مشخص بود كه در پس این مطلب تهی است، مسئله خالی است، پُر نیست، واقعیت ندارد، این حالت مشاهده بود و همینطور هم دیدیم، همینطور هم بود.

