رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی
15موقع بود، نه، این یك همچنین عنوانی را ندارد شاید نسبت به مطالبش در آنموقع اشكال وارد بشود، ایراد وارد بشود. چون این ولی خداست پس حرفی را كه در بیست و پنج سالگی میزد هم درست است، نخیر اشتباه در آن الیماشاللَه ممكن است باشد. موقعیتی كه انسان به یك ولی خدا میدهد، آن مجالی را كه یك ولیخدا دارد آن اثبات میكند با این عنوان و در تحت این شرایط است.
ولایت خدا و ولی الهی بودن، اسم در شناسنامه نیست كه از زمان ابتدای تولد وقتی برای یك شخص شناسنامه میگیرند یك اسم هم مینویسد آقا فلان پسر فلان، تا آخر هم همین است. اسم مرحوم آقا سید محمد حسین بود، در شناسنامهشان از وقتی به دنیا آمدند سید محمد حسین بود تا وقتیكه از دنیا رحلت كردند هیچ عوض نشد، سید محمد حسن نشد، سید محمد علی نشد همانی كه بود این تغییر نمیكند. پسر فلان شخص بودن تغییر نمیكند، مادر انسان یك [شخص] باشد تغییر نمیكند اینها مسائلی نیست كه بخواهد تغییر بكند با مرور زمان عوض و بدل بشود. اما ادراكات انسان، حال انسان، موقعیت انسان، نفس انسان، اینها همهاش در حال تغییر و تبدل است و اگر انسان در یك بُرهه از زمان یك مطلب را گفت، یك فتوایی را داد یك حكمی را كرد، خیلی مواردی برای انسان پیدا میشود كه انسان حالات و رفتارش عوض میشود. ایشان [مرحوم آقا] خودشان میفرمودند من در زمانی كه سابق بود فلان كار را انجام میدادم البته مسائل اجتماعی شما نكنید، فلان كار را میكردم شما انجام ندهید اینها را خودشان به ما میگفتند، موقعیت انسان عوض میشود، حال انسان عوض میشود، برداشت انسان عوض میشود، خصوصیات انسان تغییر پیدا میكند.
حالا ما میآییم یك ولی خدا را میگیریم كه الان داریم با او صحبت میكنیم، بعد این را از یك استصحاب قهقرا میكشانیم به عقب، هرچه تا ده پانزده سالگی هم میگفت میگوییم همهاش عصمت است و خطا هم در آن راه ندارد، اینطور نیست! مسئله كه اینجور نیست، توجه میكنید؟ این قضیه چیست؟ به خاطر فضای خاصی كه ما به این موقعیت و به این نظام میبخشیم، آن فضایی كه ما را میبرد در یك موقعیتی كه به جای اینكه ... بارها از ایشان من میشنیدم بارها میشنیدم، كه رفقا به حرفهای ما توجه كنید، نه به اینكه الان من در اینجا نشستم و دارم این را میگویم، به مطلب نگاه كنید و ببینید چیست، به آن محتوا نگاه كنید و ببینید چیست؛ چون امروز من هستم فردا از اینجا میروم، دیگر چهكار میكنی پس همه چیز رفت، چطور اینكه رفت، رفت!! فقط آنهایی توانستند بمانند و بر آن اساس حركت كنند كه در زمان حیات خود ایشان به مطالب توجه میكردند، نه به آن قیافه، نه به آن موقعیت، نه به آن شخصیت، نه به آن حال و هوا و جال و جبروت و اینها، به آنها توجه نداشتند، آن حرفی را كه میزدند، آن سخنی را كه میگفتند، آن كلامی را كه میگفتند.

