
رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی
4یا اینكه راجع به یك شخصی یك نویسندهای، یكی میگوید كه فلانی در كتابش این را نوشته. میگوید: آقا به من چه حوصله داری؟! بیایی حالا مثلًا فرض بكنید كه راجع به ... حالا كاری ندارد راجع به هرچیزی نوشته باشد، به نوشته كاری ندارد به موقعیت خودش كار دارد كه در ارتباط با این قضیه موقعیت او چقدر به خطر میافتد یا نه! چه مصلحتی بر این مترتب هست یا نه! چه ضرری به او متوجه میشود یا نه! به موقعیت كار دارد نه به مطلب، مطلب هرچه میخواهد باشد؛ كتابی نوشته شده، سخنرانی شده، فرض كنید در یك جا حرفی زده شده: نه به من كاری ندارد. فلان شخص در یك موقعیت كذا یك حرفی را زده، حرفش هم خیلی حرف غلط است ولی این میگوید كه اگر من بخواهم این را بگویم، «من» بخواهم بگویم متوجه «من» خواهد شد، صحبت متوجه من خواهد شد، اثراتش به من برخواهد گشت، برخورد برخوردی بود كه با من خواهد شد؛ چون من حرف زدم، لذا به او كاری ندارم بگذار بگوید، بذار فلان مطلب خلاف را بگوید بگذار فلان مطلب خلاف تاریخ را بگوید، بگذار فلان مطلب خلاف عقیده را بگوید، بگذار مطلب خلاف مبانی را بگوید به من چه ربطی دارد! حوصله داری سرت درد میكند! كاری ندارد.
ببینید، صحبت به این برمیگردد كه تا چه حد برخورد انسان با این مسئله، این برخورد در ارتباط با او چه نتایجی به بار خواهد آورد، این میشود نفسانی. مسئله مسئله واقعی نیست، حالا این حرفی كه زده شده غلط است یا درست است؟ چقدر این برخورد به من دارد برمیگردد، چقدر این مسئله به من دارد برمیگردد، این چه مطلبی است؟
یا اینكه نه، وقتی نگاه میكند میبیند این گوشهاش دارد به این میخورد. فلان شخص یك مطلبی را گفته یا به «او» میخورد یا به آن مجموعهای كه در آن مجموعه هست گرچه به خود او هم نخورد، به آن نظامی كه این در آن نظام هست و پایبند به آن نظام هست، به آن ادارهای كه این در آن اداره هست، به آن سازمانی كه این در آن سازمان هست و گرچه به شخص او هم ارتباط نداشته باشد ولی از این حیث این با او نگاه میكند كه این الان دارد سازمان او را زیر سؤال میبرد، اشكالی كه به نظامی كه این در آن نظام قرار دارد نه به اینكه فرض بكنید كه این چه هست. اگر این از آن نظام خارج شود برود در یك جای دیگر، هیچ كاری ندارد، به من چه! بگذار بگویند! حالا به دروغ و راستش اصلًا كاری نداریم كه این مطلبی كه گفته میشود دروغ است یا راست است، به آن محتوا كار دارد و این مسئله بسیار مسئله مهمی است، یعنی میخواهم این را عرض بكنم كه نود درصد گرفتاریهای ما به این مطلب برمیگردد، نود درصد اشكال ما به این قضیه برمیگردد.
