
رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی
6... *** گر خود نمیپسندی تغییر ده قضا را كاری بكن من قرمز ببینم حرفی ندارم، مشكلی ندارم.
آخر، ایشان در آن مجلس آخری كه بنده را دیدند خدا رحمتشان كند، دو ماه قبل از فوتشان مشرف شده بودیم و هنوز هوای مشهد سرد بود و ایشان هم در اتاقشان كرسی گذاشته بودند نشستیم و آن شب عجیبی بود و خیلی برای من عجیب بود كه چه میخواهد اتفاق بیافتد كه ایشان دارند این حرفها را میزنند. یكی از مطالبی كه به من فرمودند این بود، گفتند: آقا سید محسن خواستم این را به شما بگویم در این قضیهای كه ما این مدت با هم صحبت داشتیم و به نتیجه نرسیدیم حق با شماست ولكن حلوای تنتنانی تا نخوری ندانی! گفتم: بله آقاجان ما این را قبول داریم در این فقره قبول داریم. خلاصه مشكل حل شد، ایشان خواستند این مطلب را به ما بفرمایند و بگویند كه باید رسید، باید شهود كرد تا اینكه انسان ... به حرف، مطلب تمام نمیشود به صحبت تمام نمیشود. و صحیح است و همینطور هم هست مطلب به همین كیفیت هست.
در این قضیه ما دیدیم كه بالاخره این یك مطلب است، حرفهای خزعبلات ما هم در كنارش حالا باشد عیب ندارد، حالا آن كسی كه مینگرد به هر دو توجه كند، توجه میفرمایید؟ و هیچ برایمان مطلبی نبود مسئلهای نیست، تا حالا هم پشیمان نشدیم از اینكه حالا چرا ما راجع به ... خب این برای چیست؟ این برای همان راهی است كه خود ایشان به ما نشان دادند. من كه مرحوم پدرم را با این موقعیت قبول كردم ما سرمان را پایین نینداختیم در برف و همینطور بگوییم مطلب هرچه هست همین است و درست است و غیر از این نیست.
خدمت رفقا در آن جلسات قبل راجع به مطالبی كه اینطرف و آنطرف صحبت میشود و چهبسا به ایشان نسبت داده میشود در بعضی از نوشتهها و صحبتها و امثال ذلك خدمتتان عرض كردم، ما وقتیكه سخن از یك عارف الهی میكنیم یا از یك ولی خدا، با حفظ این عنوان و این موقعیت است كه این حرف را میزنیم. ولی خدا با وصف عنوان ولایت مورد تحلیل و مورد تفسیر و مورد توضیح ما قرار میگیرد نه ولیخدا به عنوان جسم او، جسم او كه برای ما مسئله نیست. ولی خدایی كه هفتاد كیلو وزنش است یا ولی خدایی كه نود كیلو، خب به ما چه ارتباط دارد؟! دخلی به این قضیه ندارد. شما وقتیكه سراغ یك طبیب میروید و خودتان را به او عرضه میداری و میگویید من الان مریض هستم، اول میگویید آقا خودت را رویباسكول بكش ببینم چند كیلو هستی؟ اگر تو صد و ده كیلو بودی نسخهات را میروم داروخانه میگیرم، اگر هفتاد كیلو بودی كاری به تو ندارنم اینجوری هستی؟ به وزن و هیكلش كاری نداریم، به اینكه نود كیلو است یا شصت، خودش میداند هرچه هست، به علمش كار داریم، به تشخیصش كار داریم، به آن پروانه برای كارش كار داریم، به آن استناد و مدركش كار داریم و به تبحرّش كار داریم. یا اینكه از او میپرسی كه فرض بكنید كه آقا شما یك عیال داری یا اینكه عیالات متعدده دارید؟! میگوید به من چه كار داری مرتیكه؟! آمدی اینجا دلت درد میكند بیا دارو و نسخه و آمپول بدهم برو خوب كن، اینكه من یك زن دارم یا ده تا زن دارم به توچه؟
