
رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی
7یك ولی خدا را كه انسان به این عنوان دارد نسبت به او عنوان میكند به این كار ندارد ولی خدا نود كیلو و شصت كیلو و هفتاد كیلو است، به این عنوان كار دارد كه این موقعیت را و این عنوان را احراز كرده یا احراز نكرده است؟ و این ولی خدا با احراز این عنوان، آنموقع انسان باید نسبت به مطالبش و نسبت به حركاتش و سكناتش و تصرفاتش باید نظر بكند كه آیا این مطلب به چه نحو است و به چه گونه است و آیا قابل اقتدا هست یا اینكه مطلب مطلب شخصی است؟ چون ممكن است یك كاری ولی خدا بكند انسان نباید انجام بدهد، نباید انسان انجام بدهد آن مربوط به اوست، اختصاص به او دارد. اگر قرار بود بر اینكه هر كاری او میكند ما انجام بدهیم خب ما ولی خدا بودیم ما عارف بودیم! بعضی از امور اختصاص به او دارد چرا؟ چون او اشراف دارد، آن چون اشراف دارد این مطلب را میگوید.
در جریان علیبنیقطین وقتی امام كاظم علیهالسّلام به او پیغام میدهند كه وضویت را باید طبق وضوی اهل سنت بگیری آن وضو میشود برای او واجب، تمام شد! اگر بعد از این پیغام همین علیبنیقطین وضو را طبق وضوی شیعه و مكتب اهل بیت بگیرد وضویش باطل است و نمازش هم باطل است. امام میفرماید كه باید وضویت را از این به بعد این طور بگیری، چرا؟ چرا من بگیرم؟ به تو چه مربوط است؟ امام میگوید باید وضو را طبق اهل سنت بگیری، اصلا امام میگوید وضو نباید بگیری نگیر! اگر وضو بگیری وضو باطل است.
كلام امام حق است، كلام امام تشریع است، كلام امام علیهالسّلام حجت است و غیر از آن میشود باطل، پس حالا اگر علیبنیقطین بیاید بگوید نه، حالا گرچه امام فرمودند و من هم میدانم مسئله مسئله تقیه است و بهخاطر رعایت كردن است، ولی حالا مطلبی نیست من وضو را به همان روش تشیع میگیرم، باطل است! تمام نمازهایی هم كه میخواند باطل است. گرچه ما وظیفه داریم وضو را طبق وضوی تشیع بگیریم ما نمیتوانیم وضو را طبق اهل سنت بگیریم، اگر طبق اهل سنت بگیریم برای ما میشود باطل، چطور میشود؟ یك عمل در یك حال برای یك مبطل است و برای یكی مبریالذمه است؛ چون هركسی یك تكلیف دارد، آن تكلیفش این است كه به كلام موسیبنجعفر علیهالسّلام عمل كند و اگر تخطی بكند باطل است و نماز كه میخواند باید قضا كند، یعنی اگر علیبنیقطین پس از اینكه پیام موسیبنجعفر علیهالسّلام به او رسید كه باید وضو را طبق وضوی اهل سنت بگیری، گفت: نه حالا مطلبی نیست! خدا پدرش را درمیآورد چنانپسگردنی میزند پس كلهاش كه نتواند بلند شود، خلاف كردی؟!
