اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ

رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی

توضیحات:

شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی

11
  • ولایت خدا و ولی الهی بودن، اسم در شناسنامه نیست كه از زمان ابتدای تولد وقتی برای یك شخص شناسنامه می‌گیرند یك اسم هم می‌نویسد آقا فلان پسر فلان، تا آخر هم همین است. اسم مرحوم آقا سید محمد حسین بود، در شناسنامه‌شان از وقتی به دنیا آمدند سید محمد حسین بود تا وقتی‌كه از دنیا رحلت كردند هیچ عوض نشد، سید محمد حسن نشد، سید محمد علی نشد همانی كه بود این تغییر نمی‌كند. پسر فلان شخص بودن تغییر نمی‌كند، مادر انسان یك [شخص‌] باشد تغییر نمی‌كند اینها مسائلی نیست كه بخواهد تغییر بكند با مرور زمان عوض و بدل بشود. اما ادراكات انسان، حال انسان، موقعیت انسان، نفس انسان، اینها همه‌اش در حال تغییر و تبدل است و اگر انسان در یك بُرهه از زمان یك مطلب را گفت، یك فتوایی را داد یك حكمی را كرد، خیلی مواردی برای انسان پیدا می‌شود كه انسان حالات و رفتارش عوض می‌شود. ایشان [مرحوم آقا] خودشان می‌فرمودند من در زمانی كه سابق بود فلان كار را انجام می‌دادم البته مسائل اجتماعی شما نكنید، فلان كار را می‌كردم شما انجام ندهید اینها را خودشان به ما می‌گفتند، موقعیت انسان عوض می‌شود، حال انسان عوض می‌شود، برداشت انسان عوض می‌شود، خصوصیات انسان تغییر پیدا می‌كند.

  • حالا ما می‌آییم یك ولی خدا را می‌گیریم كه الان داریم با او صحبت می‌كنیم، بعد این را از یك استصحاب قهقرا می‌كشانیم به عقب، هرچه تا ده پانزده سالگی هم می‌گفت می‌گوییم همه‌اش عصمت است و خطا هم در آن راه ندارد، این‌طور نیست! مسئله كه این‌جور نیست، توجه می‌كنید؟ این قضیه چیست؟ به خاطر فضای خاصی كه ما به این موقعیت و به این نظام می‌بخشیم، آن فضایی كه ما را می‌برد در یك موقعیتی كه به جای اینكه ... بارها از ایشان من می‌شنیدم بارها می‌شنیدم، كه رفقا به حرف‌های ما توجه كنید، نه به اینكه الان من در اینجا نشستم و دارم این را می‌گویم، به مطلب نگاه كنید و ببینید چیست، به آن محتوا نگاه كنید و ببینید چیست؛ چون امروز من هستم فردا از اینجا می‌روم، دیگر چه‌كار می‌كنی پس همه چیز رفت، چطور اینكه رفت، رفت!! فقط آنهایی توانستند بمانند و بر آن اساس حركت كنند كه در زمان حیات خود ایشان به مطالب توجه می‌كردند، نه به آن قیافه، نه به آن موقعیت، نه به آن شخصیت، نه به آن حال و هوا و جال و جبروت و اینها، به آنها توجه نداشتند، آن حرفی را كه می‌زدند، آن سخنی را كه می‌گفتند، آن كلامی را كه می‌گفتند.

/ 260