اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ

رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی

توضیحات:

شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

رکن و پایه اساسی در روابط اجتماعی

13
  • در همان زمان در همان موقع وقتی یك كسی با ایشان اگر صحبت می‌كرد، من نگاه می‌كردم حرفش درست است یا غلط است این از من، من كه این‌طور بودم، شاید یكی بگوید نه آقا! شما دیگر خیلی دیگر روشنفكر تشریف دارید و خیلی منور الفكر و امروزی فكر می‌كنید و این مكتب مكتب تقلید است. نه آقاجان! ما اینها را نفهمیدیم، چیزهایی كه تا حالا در كَتِ ما نرفته همین حرفها بوده كه اینجا هركسی می‌آید باید سرش را پایین بیاندازد. سرمان را پایین انداختیم كه مسائل رسیده به اینجا!! سرمان پایین انداختیم! اینجا كسی می‌آید سرش را نباید بلند بكند، اینجا كسی می‌آید چشمش را باید ببندد، اینجا كسی می‌آید فقط گوش باشد، چشم را ببند و زبان را ببند فقط گوش باز باشد، نه بابا چرا؟ همه جایت باید باز باشد، هم گوشت باز باشد هم چشمت باز باشد. چرا روی چه حسابی؟

  • وقتی‌كه مفاهیم در مصداق جای خودشان را گم می‌كنند كار به اینجا می‌رسد، مفهوم ولایت مصداق خاص خودش را دارد، مفهوم امامت مصداق خاص خودش را دارد، براساس آن مفهوم، مصداق هم مشخص می‌شود، و براساس آن مصداق تكلیف مشخص می‌شود. یك پزشك هست فقط پزشك عمومی است، انسان وقتی می‌رود پیشش نمی‌گوید آقا بیا قلبم را عمل كن، فقط می‌گوید آقاجان من اینجایم درد می‌كند سرم درد می‌كند، می‌گوید بسیار خب، یك معاینه می‌كند الان تو موقعیتت این است وضعیتت این است این دارو را بگیر انسان هم به او اعتماد دارد، بس در همین قدر. یك پزشك است تخصص هم دارد، انسان بار بیشتری و مسئولیت بیشتری را بر او تحمیل می‌كند، یك پزشك هست آن موقعیت بالا.

  • آیا شده تابه‌حال شما به صرف اینكه فرض بكنید كه یك شخص یك مطبی دارد، پزشك خوبی هم هست بلند می‌شوید می‌روید آقا كلیه، قلب و اینها درد بگیرد، آقا من را در همان مطب بخوابان آقا چاقو هم بردار یا علی! [این كار را نمی‌كنیم.] آن را در موقعیت خودش، خودش هم این كار را انجام نمی‌دهد، خودش هم عاقل است، منطق دارد و می‌بیند اگر بخواهد این كار را انجام بدهد تحت تعقیب قرار می‌گیرد، الان به او اجازه این عمل را دادند نه بیشتر، به این اجازه این نسخه را دادند نه بیشتر و اگر كار انجام بدهد خلاف اگر بكند در سازمان نظام پزشكی می‌آیند، اطباء می‌نشینند محكومش می‌كنند شما كه در این رتبه نبودی چرا رفتی دست به عمل بردی؟ چرا رفتی قلبش را در آوردی، چرا رفتی آن كار را كردی؟ و محكومش می‌كنند و مجازات‌های سنگین هم او را محكوم می‌كنند.

/ 260