اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان

0
عنوان بصری
عنوان بصری

شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ

رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان

11
  • خب افرادی كه آن شب در خیمه امام حسین علیه‌السّلام بودند می‌دانستند كه فردا شهیدند، پس همان داستان حضرت ابراهیم می‌بینیم تكرار می‌شود. خدا نیامده برای ما قصه بگوید. آن [شخصی‌] كه می‌رود در ركاب امیرالمؤمنین در صفین و بیعت می‌كند با امیرالمؤمنین بر شهادت، صد نفر آمدند بیعت كردند، حضرت فرمودند: صد نفر می‌آیند. گفتند كه نود و نه تا آمدند. حضرت فرمودند: صدمی هم دارد می‌آید. یك‌دفعه از دور آمد یكی جلو آمد جلو دیدند اویس قرنی است. آمد و بیعت كرد و رفت شهید شد، یعنی اصلا معطل هم نكرد، نماند چای بخورد حالا یك اختلاطی كند شامی، نهاری تا بیعت كرد رفت كارش را تمام شد.

  • اینكه می‌آید بیعت می‌كند یعنی چی؟ یعنی می‌گوید من آمدم مانند اسماعیل كه خودش را در اختیار پدر گذاشت، من هم خودم را در اختیار شما قرار دادم. ببینید همان جریان در صفین تكرار می‌شود، همان جریان در احد تكرار می‌شود، همان جریان در بدر می‌آید این جریان واحده است. همان جریان الان دارد تكرار می‌شود منتهی صورت، صورت قتل ظاهر نیست، صورت صورت كشتن نفس است، اینجا دارد انجام می‌شود. حضرت ابراهیم اگر می‌خواست یك جوان همسایه یا برای یك شهر دیگر را انجام بدهد، خب هنر نكرده بود كاری انجام نداده بود.

  • می‌گویند بعضی از كشورها مثلا وقتی‌كه می‌خواهند ملتشان و مردمشان را سركوب كنند اگر برای خودشان باشد می‌روند از یك جای دیگر سرباز می‌آورند كه آنها فرض كنید كه ارتباطی ندارند. نگویند این همسایه است و همشهری است و نگویند فلان، می‌روند از یك كشور دیگر می‌آورد و می‌برد خودش و آن هم غریبه است و گلوله را می‌بندد به همه و همه را دراز می‌كند. توجه كردید؟

  • حالا فرض كنید كه خدا به حضرت ابراهیم می‌گفت برو فلان بچه‌ای كه مثلا در یك شهر دیگر است [ذبح كن‌] گرچه بالاخره این مسئله هم خیلی مشكل است، [اما] آن تعلّقی كه هست، آن تعلّق مهم است و بزنگاه و نقطه تمركز است كه انسان را نگاه بكند ... آن روی فرزندی است، خدا می‌گوید: نه، از جای دیگر به درد من نمی‌خورد برداری بیاوری كه یكی دیگر را ذبح كردی. فرزند خودت، فرزند خودت را بردار بیاور اینجا.