رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان
15میشود منتهی صورت، صورت قتل ظاهر نیست، صورت صورت كشتن نفس است، اینجا دارد انجام میشود. حضرت ابراهیم اگر میخواست یك جوان همسایه یا برای یك شهر دیگر را انجام بدهد، خب هنر نكرده بود كاری انجام نداده بود.
میگویند بعضی از كشورها مثلا وقتیكه میخواهند ملتشان و مردمشان را سركوب كنند اگر برای خودشان باشد میروند از یك جای دیگر سرباز میآورند كه آنها فرض كنید كه ارتباطی ندارند. نگویند این همسایه است و همشهری است و نگویند فلان، میروند از یك كشور دیگر میآورد و میبرد خودش و آن هم غریبه است و گلوله را میبندد به همه و همه را دراز میكند. توجه كردید؟
حالا فرض كنید كه خدا به حضرت ابراهیم میگفت برو فلان بچهای كه مثلا در یك شهر دیگر است [ذبح كن] گرچه بالاخره این مسئله هم خیلی مشكل است، [اما] آن تعلّقی كه هست، آن تعلّق مهم است و بزنگاه و نقطه تمركز است كه انسان را نگاه بكند ... آن روی فرزندی است، خدا میگوید: نه، از جای دیگر به درد من نمیخورد برداری بیاوری كه یكی دیگر را ذبح كردی. فرزند خودت، فرزند خودت را بردار بیاور اینجا.
حضرت ابراهیم میآید این كار را انجام میدهد، این عملی كه حضرت ابراهیم انجام میدهد آیا حضرت ابراهیم با آن مقام پیغمبری و آن مقامی كه علم به غیب دارد و آن مقامی كه اطلاع دارد دیگر، آیا حضرت ابراهیم میدانست كه این مسئله انجام نمیشود؟ اگر میدانست كه فایدهای ندارد. پس حضرت ابراهیم نسبت به این مسئله اطلاع ندارد و میگوید باید انجام بشود. لذا وقتیكه میبیند انجام نمیشود ناراحت میشود، این امریه الهی زمین مانده، میزند كارد را به سنگ و میگوید چرا نمیبری، چرا امر الهی را انجام نمیدهی؟ آن چاقو به صدا درمیآید كه) الخليلُ يأمُرنى و الجليلُ ينهانى1 (، خلیل به من میگوید ببر ولی جلیل به من میگوید نبر.
- ١- تفسير منهج الصادقين، ج ٨، ص ٧ و الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن، ج ٥، ص ٢٦٦.

