اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان

0
عنوان بصری
عنوان بصری

شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ

رعایت انصاف در برخورد با مردم ـ حقیقت عید قربان

3
  • الان یاد یك داستانی افتادم؛ شخصی داشت صحبت می‌كرد، منبری بود مرحوم آقای حلبی خدا رحمتش كند. مرحوم آقا ایشان را در دهه محرم و بعضی از شب‌های جمعه به مناسبت‌های مختلف دعوت می‌كردند، آدم فاضل و عالمی بود. یك روز ایشان راجع به این مسئله صحبت كرد كه افراد قبل از اینكه یك مطلبی را ببینند، بسنجند، گوش بدهند و حرف تمام شود، فوری عكس‌العمل نشان می‌دهند. بعد خودش مثال زد كه مثلًا وقتی اسم پیغمبر كه می‌آید همه صلوات می‌فرستند. حالا افراد اصلا نگاه نمی‌كنند كه گاهی از اوقات وقتی اسمی گفته می‌شود، این اسم محمد بن عبداللَه است یا اینكه محمد بن زید یا محمد بن اشعث است. یك‌دفعه در صحبت‌ها گفتند:" در این هنگام محمد بن اشعث"، همه گفتند: اللَهم صلّ علی محمّد!

  • گفت: بابا! همین الان دارم به شما می‌گویم [محمد بن اشعث نه عبداللَه!] برای محمد بن اشعث مردم صلوات فرستادند!

  • خب این خیلی نكته‌ها می‌دهد دست آدم! این مردم، مردمی هستند كه برای محمد بن اشعث هم صلوات می‌فرستند! توجه می‌كنید؟ این چیست؟ خب بابا صبر كن ببین این محمد بن عبداللَه است یا اشعث، كدام است؟! آخر اینكه آدم همین‌طوری سریع اسمش بیاید و راه بیفتد اینكه نشد، یك هوایی بیاید و راه بیفتد، یك اسمی بیاید و صلوات بفرستد، یك صدایی بشنود و دنبال صدا حركت كند. بابا ببین این صدا از كجا آمد، این صدا صدای رحمان است، یا صدای شیطان است؟ توجه می‌فرمایید؟ این صدا از كجا دارد می‌آید كه راه می‌افتی و دنبال می‌روی. مردم دارند می‌روند خب [تو هم‌] بیا برویم ببینیم چه خبر است؛ چی چی چه خبر است؟ شاید مردم دارند راه خلاف می‌روند، برای چه تو داری می‌روی ببینی چه خبر است؟ این خیلی مسئله مهمی است كه انسان چطور قضایا و مسائل را بتواند تحلیل كند و به هر جایی بخواهد نرود.

  • همیشه یك زمینه قبلی برای انسان پیدا می‌شود، انسان باید متوجه این نكته باشد كه وقتی‌كه زمینه قبلی هست بتواند خود را در مسیر صحیح قرار دهد. این مسئله نیاز به تمرین دارد، نیاز به مراقبه دارد، نیاز به كار كردن دارد. انسان باید روی خودش و اعصاب خودش، روی فكر خودش، روی موقعیت خودش، كار كند؛ و بعد از كار كردن و زحمت كشیدن و تأمل كردن كم‌كم انسان احساس می‌كند كه دلش، قلبش، فكرش، نسبت به مسائل تغییر كرده است. قلبش نسبت به مطالب آن سِفتی سابق را ندارد، آن زمختی را ندارد، آن حساسیت را ندارد. به‌جای اینكه بخواهد روی این مسائل، روی این زمینه‌ها و پیش زمینه‌ها فكر كند به دنبال محتوا می‌رود. محتوای مطلب چیست، مفهوم مطلب چیست، به دنبال آنها حركت می‌كند.