سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
25میبرد به آن سمت. حضرت میگوید بیایید بابا زودتر بیایید، چرا معطل میكنید؟ شمشیرها چرا نمیآید بخورد به من؟ تیرها چرا نمیآید بخورد چرا من را نگه داشتهاید؟ و از عروج به آن عالمی كه خیال و وهم و فكر و تعقلش هم برای ما مستحیل است و محال است بدانیم چه مسائلی در شرف تكوین است و این قضایای كربلا میخواهد آن مطالب را به وجود بیاورد و این را فقط اولیای الهی میفهمند، یعنی عرفا و اولیای الهی كه خودشان در این مسیر قرار دارند آنها میدانند كه چه خبر است.
بنده در دو واقعه بودم یكی وقتی كه دوازده، سیزده سالم بود، یكی هم در هفده سالگی بودم، در عاشورا ایام محرم، حالت بزرگان و اولیا الهی و در كربلا و اینها من دیدم. واقعا همینی كه مرحوم آقا در روح مجرد میفرمایند من مشاهده میكردم. مرحوم آقای حداد مثل باران گریه میكرد، ولی در این گریهاش نه به اینكه چرا تیر رفته خورده به پیشانی نبوده است. یعنی در این گریه ابتهال و توجه، توجه تام به همان فضا و موقعیت و عوالمی بوده كه سیدالشهدا با این مسائل به آن عوالم دسترسی پیدا میكند، بعد از امامت. امام حسین كربلا را بعد از امامت به وجود آورد نه قبل از امامت یعنی در وقتی كه امام بود، در وقتی كه واسطه بین مبدأ و خلق بود، در وقتی كه حبل اللَه المتین بود، در وقتی كه همه عوالم وجود به اراده او بود، در یك همچنین موقعیتی امام علیهالسّلام میآید و این حقایق را به وجود میآورد، این قضایا را به وجود میآورد. میآید به حر بن یزید ریاحی آب میدهد، إ إ عجیب است آدم میماند، آخه بابا این را یك بچه پانزده ساله، یك نوجوان هم میفهمد، كه اگر این قضیه بخواهد انجام بشود چه مطالبی پشتش است و جلویش گرفته بشود. الان در دنیا چه میكنند ما الان چه میكنیم؟ واقعا چه میكنند در دنیا؟

