اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان

14633
عنوان بصری
نسخه عربی

معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان

15
  •  خودت كه دیگر با تو كاری نداریم.

  •  خب این چیست؟ این وقتی آمد اینجا می‌گوید من به چه چیز دیگری می‌خواهم فكر كنم؟ ببینم این قالی چه رنگ است، یك خرده دست بزنم، جنسش چی چی است، این برای كاشان است، برای اصفهان است، نمی‌دانم گلش چطوری است، فلان، تو آمدی اینجا قالی متر كنی و اندازه كنی، یا آمدی اینجا مطلب بگیری؟ كدام؟ اگر قالی می‌خواهی برو دكان همه جور قالی هست، بازار فرش‌فروش‌ها خیلی قالی‌های خوب، انواع و اقسام ...، [این طرز تفكر] از اول خراب است، از اول كج است.

  •  یكی آمده بود پیش مرحوم آقا، نیم ساعتی نشست و وقتی كه می‌خواست خارج بشود دم در به من گفت: آقا تازه رفته بودند آن منزل در مشهد كه مشرف شده بودند این منزل را آقا چند وقت است ابتیاع كرده‌اند؟ گفتم فرمایشی دارید؟ گفت می‌خواستم ببینم قیمتش چند است؟ گفتم شما بنگاهی هستید؟ همینطور گفتم شما بنگاهی هستی؟ گفت نه، گفتم پس بفرمایید بروید، آمده بود از آقا دستور و برنامه بگیرد! توجه می‌كنید؟ تو بنگاهی هستی یا آمدی اینجا مطلب داری؟

  •  از اول دارد می‌زند به بیراهه، از اول دارد می‌زند به خاكی، از همان ابتدا دارد راه را عوضی می‌رود. آن بایزید می‌گوید شش سال است من اینجا هستم چشمم به چیزی اصلا نیفتاده، من اصلا نمی‌دانم این امام صادق زیر پایش چه پهن كرده، فرش پهن كرده؟ گلیم پهن كرده؟ حصیر پهن كرده؟ آن بالا چی چی هست؟ آن بالا چه اوضاعی است؟ كی می‌آید و كی می‌رود؟

  •  در تمام مدتی كه ما در خدمت مرحوم آقا بودیم هیچ وقت من به دنبال این نبودم كه ایشان با كی وقت ملاقات می‌گذارند یا اینكه فرض بكنید كه چه شخصی را كم یا زیاد ... یا افراد می‌آیند، افراد می‌روند، اما در همان‌جا افرادی بودند كه آقا اینها ایراد به من می‌گرفتند، این چرا آمده؟ چرا ایشان ...؟ گفتم آقاجان دو روز تو را در این خانه راه داده‌اند بیا استفاده‌ات را بكن و برو بنده خدا، این كه كی می‌آید و كی می‌رود به ما ارتباط ندارد. پیش پیغمبر همه جور آدمی می‌آمد، أمیرالمؤمنین می‌آمد، واللَه ابوبكر و عمر هم می‌آمدند، خب می‌آمدند دیگر، خالد ابن ولید هم می‌آمد عبدالرحمن هم می‌آمد، از آن طرف سلمان می‌آمد، تو به اینها چه كار داری؟