معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان
19وقتی دیدید این حساسیتش به این مسئله كم شد، فردا اگر بگویند تو مدیر كل شو، برایش فرق نكند بگویند بلند شو بیا مسئول یك اتاق از این اتاقهای این اداره شو برایش فرق نكند، ها! مثل اینكه یك خبری میخواهد بشود، حالا مثل اینكه میخواهد یك چیزی اتفاق بیفتد، یك قضیهای، اما اگر آمدند گفتند ... ا یك درجه به او دادهاند هنوز به من ندادهاند! چه شده؟ اشتباه شده، پرونده ما رفته زیر طبق معمول، یا مثلا گزارشی كه رد شده آن گزارش فلان است، برویم پیگیری كنیم، ای بیچاره برو به فكر بیفت، برو به فكر بیفت كه ببین ایراد كارت در كجاست، و مسئله كجاست، و روی همین قضیه و مسئله انسان باید حركت كند و جلو برود.
این میشود معیار، لذا در مجلسی كه شركت كردید اگر در آن مجلس آمدید بیرون دیدید حالت صفا، سبكی و حالت روحانیت برایتان هست آن مجلس در راستای سیرتان بوده، اما اگر در یك مجلسی شركت كردید وقتی از آن مجلس آمدید دیدید خسته شدید، قبض شما را گرفته، سنگین شدید، انگار كوه را گذاشتهاند روی سرتان، میشود دیگر، اتفاق میافتد برای ما در این مجالس، حرفهای اینور و آنور غیبت و فلان و الی ماشاللَه الان كه زیاد است، وقتی شد این مجلس برخلاف سیر اتفاق افتاده خب تركش كنید، انجام ندهید، وقتی میبینی مسئله اینطور است انسان باید به فكر باشد و آن را انجام ندهد.
خب تا حدودی مطلب به دست آمد كه كلامی را كه امام علیهالسّلام میفرمایند این كلام در چه جایگاهی قرار دارد، در وهله اول این خطر متوجه خود ماست، حالا بعد اثرات منفی و اجتماعی خب اینها یك مطالب دیگر است، ما باید در ارتباط با این بیانات امام علیهالسّلام باید متوجه این قضیه باشیم كه عمل كردن به این دستور در وهله اول راه خود ما را تثبیت میكند، یعنی ما را در همان راهی قرار میدهد، قشنگ، فیكس، در همان راهی قرار میدهد كه باید حركت كنیم و برویم، و عمل نكردن ما را قشنگ در نقطه مقابل قرار میدهد، یعنی همان عملی كه باید انسان انجام بدهد همان برنامهای كه باید در پی بگیرد برای اینكه از آن كدورت تعلقات، توهمات، تخیلات، ظلمت، از آن گیر و بندهایی كه در این دنیا دست به گریبانش هست در ارتباط با خودش و دیگران بیرون بیاید انسان میبیند كه درست در نقطه عكس دارد هی اضافه میشود، پانزده سال سالك شده ولی كاری كه انجام میدهد كاری است كه افراد در خیابان هم انجام نمیدهند. بیست سال پیش بزرگان بوده ولی یك اعمالی انسان سر میزند میبیند از اینها یك مطالبی سر میزند كه حتی از افراد طبقات پایین اجتماع یك همچنین رفتاری را بعید میداند، خب این برای چیست؟ به خاطر این است كه درست است در عمل یك كارهایی و یك ادعایی و یك مطالبی و یك حرفهایی هست، اما آن كار اصلی و اساسی كه برای از بین بردن این انانیتها و نفسانیتها هست، آن را باید انسان انجام بدهد میبینیم به آنها دست نزده، به مطالب دیگر پرداخته، بله بلند شده نماز شب خوانده، بسیار خب، قرآن خوانده، بسیار خب، یا فرض كنید كه فلان ذكر را گفته فلان سجده را انجام داده، اگر خود بزرگان نفرمودند و بارها و بارها و هزاران بار نگفتند كه انجام این اذكار و اعمال بدون مراقبه نه تنها تاثیری نمیگذارد بلكه تاثیر عكس میگذارد، یعنی انسان میرسد به یك جایی كه وقتی خودش و دندانههای شانه را حساب میكند او خودش را اندازه یك چنار

