اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دستور امام صادق علیه السلام برای غلبه بر فرعونیت نفس

14490
عنوان بصری

دستور امام صادق علیه السلام برای غلبه بر فرعونیت نفس

23
  •  مگر می‌شود؟ مگر یك هم‌چنین مسأله‌ای اصلا می‌شود؟ مگر امكان دارد؟ باید بلند شوم از این وضعیت خودم ...

  •  آن وقت در اینجا می‌آئیم و هزار و یك دلیل، خدا و پیغمبر و چهارده معصوم و امام زمان و همه را می‌كشیم این وسط خب زورمان نمی‌رسد دیگر می‌گوییم نه تكلیف شرعی است، الان وضعیت من این است، اگر من این جواب را ندهم مردم الان خب حق را به او می‌دهند این می‌شود چه؟ همین چیزهایی كه می‌آید و چاشنی‌هایی كه شیطان هم خوب بلد است ها، قشنگ، خوب، او از ما درسش را بهتر بلد است می‌نشیند بغل‌مان همین‌جا، می‌نشیند بغل‌مان دیروز برای رفقا و دوستان از مخدرات كه صحبت می‌كردم گفتم شیطان همه جا هست ببینید همین جا كنار من نشسته، اینها نشسته می‌گوید به به نگاه كن ببین چه افرادی آمدند منتظر هستند صدایش را نمی‌شنوید من كه می‌شنوم، من صدایش را می‌شنوم شیطان همین جا می‌نشیند، بغل انسان می‌نشیند كم كم تا ببیند یك راه دارد باز می‌شود، یك موقع‌ها وارد می‌شود وارد می‌شود، با ادله مختلف ادله شرع‌پسند، ادله عقل‌پسند، ادله اجتماع‌پسند و مردم‌پسند می‌آید كم كم كم كم یك مطلب خلاف را به صورت یك واقع برای انسان تجلی می‌كند آن وقت انسان می‌افتد رد او، می‌افتد دنبالش حالا دِبرو ببین دیگر به كجا خواهی رسید و دارید می‌بینید دیگر، این یك دلیل، آن یك دلیل این از این‌طرف، آن از آن‌طرف.

  •  در زمان مشروطه دو گروه مخالف در مقابل همدیگر بودند، نمی‌شود كه دیگر هر دو دم از خدا اگر خدا جانب این را می‌گیرد دیگر این‌طرف است خب نمی‌شود دیگر، دو گروه است از این گروه هم افراد عادی بودند كسبه بازار، این‌طرف هم كسبه بازار بودند، این‌طرف فرض بكنید كه افراد اهل سیاست و اینها بودند این‌طرف هم همین‌طور بودند، آن طرف افراد اهل علم و فلان بودند این طرف هم بودند، یعنی از هر دو طرف این نبود كه فقط یك طرف اهل علم و فلان و چه و چه افراد حالا وجیه و اینها و این‌طرف خب یك مشت آدم خلاف و خلافكار و دزد و فلان و سر گردنه نه! از هر دو طرف بودند، یعنی وقتی مردم نگاه می‌كردند می‌گفتند اگر این‌طرف فلان آقا است این هم در مقابلش فلان آقا است، اگر این‌طرف فلان پزشك است این هم در مقابلش فلان پزشك است، اگر این فلان مهندس است این هم همین‌طور، اگر فلان كاسب است ...، در هر دو طرف هر دو جناح بودند، اگر یك وقت سنگینی می‌كرد آن یكی باز یك خرده می‌رفت این‌طرف و آن‌طرف جمع می‌كرد حالا یك دهاتی پیدا می‌كرد و یك چیزی پیدا می‌كرد و بالاخره می‌آمد و ترازو را یك خرده می‌كشید، یا آن طرف می‌رفتند سراغ ... در خانه علما را می‌زدند آقا بیایید، به داد اسلام برسید، خب آن هم می‌رفت در فلان آقا را می‌زد آقا بیایید به داد اسلام برسید آمدند فلان كردند، دارند دین را از بین می‌برند، مشروطه‌ها آمدند دارند چه می‌كنند هر دو دم از اسلام می‌زدند، هر دو دم از خدا می‌زدند، یكی نمی‌گفت آقا بیا عرق بخور، آن یكی بگوید اسلام، نه آن پیدا می‌شد، وضعیت مشخص می‌شد.