
دستور امام صادق علیه السلام برای غلبه بر فرعونیت نفس
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
دستور امام صادق علیه السلام برای غلبه بر فرعونیت نفس
3من یك وقت رفته بودم جایی و خب در آنجا دوستانی بودند و صحبتی بود و مجالسی بود و سوال و جواب بود، سوال میكردند روی كاغذ مینوشتند و ما هم طبق حدود فهم خودمان و اینها جواب و پاسخ میدادیم عرض میكنم همیشه همه جا همه جور هستند دیگر بعد وقتی كه این سوالها كه میآمد بعضی از این سوالها را كه نگاه میكردم میدیدم این سوالها مشكوك است، اصلا آنها را پاسخ نمیدادم میگذاشتم زیر، اصلا انگار نه انگار كه یك همچنین سوالی به دست ما رسیده، دوباره یك مدت میگذشت مثل اینكه آن شخص و طرف میدید كه این همه داریم جوابها را میدهیم ولی این سوال هنوز پاسخی داده نشده، دوباره به یك شكل دیگر و با یك ادبیات دیگر و به یك نحوه دیگر دوباره همان مطلب را تكرار میكرد، میدیدیم خب بنده خدا مثل اینكه كسالت دارد دوباره ما این كاغذ را میگذاشتیم زیر، به آن مجلس میگفتند محاضره، یعنیمجلس سوال و جواب؛ عربی هم بود تا اینكه تمام شد و آمدیم، بعد شنیدیم كه همان طیف خلاصه تماس گرفتند و گفتند فلان با یك عده، بعضیها فلانی نمیدانم آمده در اینجا و چه گفته و چه گفته و بساط را به هم ریخته و اختلاف ایجاد كرده و خیلی خلاصه مطالبی كه ... در حالی كه یك كلمه ... خب من میدانستم وقتی انسان بداند موقعیت را، خب حواسش را جمع میكند دیگر، یك چیز طبیعی است و دیگر نیازی به رمل و اسطرلاب ندارد، انسان وقتی ببیند در یك وضعیتی است كه ممكن است از كلامش سوء استفاده بشود اتفاقا خیلی مواظب است بر اینكه این مسأله انجام نشود كه چه و فلانی آمده اینطور كرده، آنطور كرده، راجع به بعضیها اینطور صحبت كرده و چه و چه.
ما وقتی كه آمدیم دیدیم كه بعضیها نسبت به ما یك موضعی دارند:
فلانی توچه گفتی
