اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دستور امام صادق علیه السلام برای غلبه بر فرعونیت نفس

0
عنوان بصری
عنوان بصری

شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ

دستور امام صادق علیه السلام برای غلبه بر فرعونیت نفس

8
  • حنظله غسیل الملائكه شب عروسی‌اش بود در زمان پیغمبر، همان شب زفافش بود، صبح آمد دید كه عجب پیغمبر حركت كردند برای جنگ احد و از مدینه خارج شدند، همین كه آمد برود خانمش آمد و گفت كجا می‌خواهی بروی؟ ما تازه دیشب با هم ازدواج كردیم، زندگی‌مان را تازه دیشب شروع كردیم تو داری‌می‌روی؟ كجا داری من را تنها می‌گذاری؟ گفت پیغمبر رفته، گفت خب پیغمبر رفته این همه اصحاب هم با او رفتند و ان‌شاءلله كه خب حالا دیگر چه و چه خواهد شد و فلان، تو چرا داری من را تنها می‌گذاری؟ تو چرا داری زندگی‌ات را به هم می‌زنی؟ اینها چیزهایی است كه من دارم حالا اضافه می‌كنم شاید هم آن بنده خدا این حرفها را خیلی نزده ولی این بوده كه آمده و گفته نرو و تو چرا بروی این آمد یك حرفی زد، گفت من تو را می‌خواهم، تو را دوست دارم محبتت را هم خیلی دارم، خیلی در قلب من جای داری، ولی مسأله رسول خدا و اطاعت از رسول خدا را چه كنم؟ آن جایگاه او را در كجا قرار بدهم، آیا در زیر مجموعه ارتباط بین من و خودت قرار بدهم یا در فوقش قرار باید بدهم؟ مكتب، مكتبم را در كجا قرار بدهم؟ دینم را در كجا قرار بدهم؟ ارتباطم را با خدا در چه موقعیت و در چه مرتبه‌ای باید قرار بدهم؟

  • یعنی معنایش این است كه دین من ناموس من است، پیغمبر من ناموس من است، خدای من ناموس من است و من در زیرمجموعه این ایده و این اعتقاد با تو نرد عشق می‌بازم، اگر او نباشد زیرمجموعه‌ای وجود ندارد، اول پیغمبر را باید قرار بدهم بعد در زیر این اصل و در ظل این اصل و پایه روابط خودم را همه را باید تنظیم كنم، آن روابطی كه من را به این اصل می‌رساند، آن روابط را متمسك می‌شوم و نگه می‌دارم، آن روابطی كه من را از این اصل دور می‌كند آن روابط را در كناری قرار می‌دهم، پیغمبر را می‌گذارم در بالا، امامم را باید بگذارم در این بالا، دینم را باید بگذارم در این بالا و بقیه را بر آن اساس باید در آنجا قرار بدهم.