مراد از کلمۀ «مولا» در فرمایش پیامبر اکرم در روز غدیر خم
4واقعا اگر پیغمبر جداً یك همچنین قصدی داشت ما در عقل یك همچنین پیغمبری تشكیك میكردیم! برو و برگرد ندارد، یعنی اینها كه میآیند این مطالب را میگویند اصلا خودشان نمیفهمند كه دارند زیرآب پیغمبر خودشان را میزنند و او را اصلا از حد یك آدم عاقل دارند ساقط میكنند. پیغمبر بردارد سی هزار نفر را جمع كند در آن گرما، سه روز بیا و برو و فلان و این حرفها بعد برود و بگوید كه اینها را دوست داشته باشید! از آدم عاقل این مطلب ساخته نیست.
بعضیها آمدند و این مسئله غدیر را به عنوان یك مسئله حكومت ظاهری و خلافت ظاهری تعبیر كردند كه رسول خدا همانطوری كه خودش در این دوران زمامداری خود در مدینه، چون در مكه كه حكومت نداشت پیغمبر سیزده سال در مكه پیغمبر محكوم بود به جای حاكم، سه سال كه مختفیا بودف ده سال بعد هم كه همهاش مورد اذیت و آزار و حبس و حصر در شعب ابیطالب و بعد هم هجرت از مكه به مدینه، حكومتی نبود خبری نبود، در مدینه كه آمد این مسئله حكومت در مدینه به وجود آمد و بعد آمدند و مكه را گرفتند و فتح كردند و امثال ذلك.
این قضیه را به خلافت و به حكومت تعبیر میكنند، و اینجاست كه برای سایر افراد این شبهه پیش میآید آخر این حكومت چه قیمتی دارد كه پیغمبر بیاید خیلی دقت كنید، اینجا بزنگاهی است كه گمان میكنم افرادی كه در شبهه افتادند به خاطر این قضیه و این مسأله بوده است بلند شود بیاید این مردم را جمع كند و بگوید همانطوری كه بنده در زمان خودم حاكم بودم، بعد از من هم خلیفه و حاكم باید علی باشد، خب مگر این حكومت چیست؟ این حكومت مگر چه ارزشی دارد؟ زمامداری مگر چه ارزشی دارد كه انسان بیاید و یك همچنین كاری را انجام بدهد؟ زمامداری یعنی یك شخصی بیاید بگوید نمیدانم فلان جا جاده بسازید، فلان جا بیمارستان بسازید، فلان جا را آباد كنید، فلان مبلغ را در فلان مورد صرف كنید، خب [اینها] یك چیز عادی است، این یك امر مهمی نیست كه حتما باید پیغمبر اینقدر اصرار داشته باشد و اینقدر تاكید داشته باشد.

