روش و منهج اولیای الهی در مواجهه با مخالفین عرفان
13اثر باید بدهد، ولی یك وقتی تا همان خط اول را نگاه میكند میبیند این ایراد كشكی است، این یك جای دیگرش درد میكند! باید آن را بگذارد در آن وادی، در آن قضیه كه بزند به عبا و نه اینكه تاثیر پیدا بكند، تاثر پیدا بكند، نه اینكه عكس العمل پیدا بكند، باید بگوید و بخندد.
اینهایی را كه امام صادق میفرماید مربوط به این قسمت قضیه است، كه سخن پیداست، گفتارش هویداست، رفتارش نمایان است، انسان قشنگ میفهمد این مطلب، این نوشته، این رفتار، از چه مسئلهای ناشی شده، از چه انگیزهای برخاسته، از چه داعی این قضیه به وجود آمده. تا این را متوجه شد آن چرا كه امام علیهالسّلام به ما آموختند همان را بیاورد جلو: اگر ده تا بگویی یكی هم نمیشنوی، حالا برو صد تا بگو، برو وقتت را تلف كن، برو این طرف و آن طرف بگرد، برو با هر كسی میخواهی صحبت كن، برو با هر كسی میخواهی حرف بزن، برو هر كتابی را میخواهی ببین، برو هر نوشته و گفتاری را میخواهی نگاه كن، برو هر چه میخواهی جمع كن، ما كه فهمیدیم چه خبر است.
اما حیف نیست كه بیایید این طرف بروی، آن طرف بروی، از این بپرسی، از آن بپرسی، یك چیزی پیدا كنی، یك تاییدی پیدا كنی، سوراخ و سنبه و مته به خشخاش بگذاری، بلكه یك مسئله ای بكشی بیرون، یك قضیهای، كاه را كوه بكنی ... بابا به جای آن بیا حدیث عنوان را بخوان، حدیث عنوان این كه راحتتر است، زودتر به مقصودت میرساند، زودتر به مطلوبت میرساند، زودتر به مسئله و حقیقت مسئله، انسان را نزدیك میكند، بیا به روش بزرگان نگاه كن.
وقتی كه در خدمت مرحوم آقا بودیم آن اخوی مكرم محترم آقا سید محمد صادق آمد به ایشان گفت آقا فلان كس كه در قم است راجع به شما (خیلی هم ناراحت بود، خب حرف ناصحیح و نامناسب و ناشایستی هم بود) فلان حرف را زده، ایشان غش غش و قاه قاه خندیدند: آقا از چی ناراحتی؟ این حرفها همه به این قبای ما (قبایشان آویزان بود، از جلسه برگشته بودند، جلسه عصر سه شنبه) میخورد، به من نمیخورد.

