اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار

16٬234
جلسات

وحدت اصل و منشأ در تمام صفات متضادّ پروردگار. تبیین اجمالی قاعدۀ اَلواحد. امیرالمؤمنین علیه السّلام، تجلّی کبریائیّت و رحمت پروردگار. داستان اسلام آوردن بنی‌‌ثقیف. کشتن عروة بن مسعود، به خاطر مخالفت با سنن ملّی. پیامبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «مَثَل عروة در امّت من، مَثل مؤمن آل‌یاسین است». داستان شهادت مؤمن آل‌یاسین. عروة بن مسعود، جدّ مادری حضرت علی‌اکبر علیه السّلام. ادامۀ داستان اسلام بنی‌ثقیف.

وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار

توضیحات:

وحدت اصل و منشأ در تمام صفات متضادّ پروردگار. تبیین اجمالی قاعدۀ اَلواحد. امیرالمؤمنین علیه السّلام، تجلّی کبریائیّت و رحمت پروردگار. داستان اسلام آوردن بنی‌‌ثقیف. کشتن عروة بن مسعود، به خاطر مخالفت با سنن ملّی. پیامبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «مَثَل عروة در امّت من، مَثل مؤمن آل‌یاسین است». داستان شهادت مؤمن آل‌یاسین. عروة بن مسعود، جدّ مادری حضرت علی‌اکبر علیه السّلام. ادامۀ داستان اسلام بنی‌ثقیف.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار

16
  •  البتّه اینکه خودش می‌گوید: سخاء بنی‌امیّه، دروغ گفته است! در تاریخ دارد که بنی‌امیّه خیلی مردمان پست و رذلی بودند، ولی خُب دیگر چه کنیم این بیچارگی و بدبختی را! هیچ‌کس از بنی‌هاشم سخی‌تر نبود! و بر این مطلب شاهد هست و در تواریخ هست. بنی‌هاشم گلیم زیر پایشان را برمی‌داشتند و می‌دادند و خود، گلیم هم نداشتند؛ امّا جناب معاویه نشسته آنجا و تمام بیت‌المال شهرهای مسلمین را جمع می‌کند، و پانصد هزار درهم پانصد هزار درهم به‌عنوان رتبه به هم‌پیاله‌های خودش می‌دهد، و این را به‌عنوان سخاء حساب می‌کند. مسئلۀ حساب است دیگر!!

  •  و لذا در روز عاشورا، آن لشکر خیلی اهتمام داشت که حضرت علی‌اکبر را هم بقاپد و ببرد، به‌عنوان اینکه با یزید قوم و خویشی داشت. چون از همان جهت که خواهر ابوسفیان، زن عروة بود، با یزید و با معاویه پسر عمّه و پسر دایی بودند.1

  •  این از داستان عروة، که دیگر کارش تمام شد.

  • ادامۀ داستان اسلام بنی‌ثقیف

  •  از طائف مردی بود به نام مالک بن عوف که رئیس هوازن بوده و تمام جنگ حنین زیر سر او بود2 و مرد خیلی عجیبی بود و از آن فتّاک‌ها و از آن مشرکین بود، عین ابوسفیان. [او هم در جریانی به دعوت پیامبر مسلمان شد.]3

  •  [بعد از این جریان مردی از سر کرده‌های مشرکین به نام عمرو بن أُمیّه] در اوّل ظهر، آمد به طائف و به منزل عبد یالیل رفت و گفت: «کار دارم!»، خادم آمد و گفت: «فلان کس شما را کار دارد.» تعجّب کرد: «چطور شده او آمده اینجا؟! او که یک مرد سر کرده‌ای است و هزار نفر مثل من باید بروند پیش او! حتماً این کار، کار خیلی مهمّی است!»

  •  آمد و با او ملاقات کرد و گفت: «قضیه چیست؟» گفت: «قضیۀ محمّد خیلی مهم است! محمّد نگران‌کننده است! می‌دانی محمّد چه کار کرده است؟ محمّد مکّه را گرفته و همۀ بت‌ها را خُرد کرده است، و تمام جزیرة‌العرب در تحت تسلّط او در آمده است! ما نمی‌دانیم او چه زبانی دارد و چه نفَسی دارد که به هر جوانی می‌رسد، مثل آهن‌ربا او را می‌گیرد؟! باید فکری بکنیم! و خاک بر سر شما که گرفته‌اید در این قلعه نشسته‌اید، این کار زن‌ها است! از قلعه بیرون بیایید و بروید با محمّد جنگ کنید، و الاّ فردا می‌آید و قلعۀ‌تان را می‌گیرد و بر سرتان خراب می‌کند!»

    1. شرح الأخبار، ج ٣، ص ١٥٢؛ سرّ السلسلة العلویّة، ص ٣٠.
    2. المغازی، ج ٣، ص ٨٨٦؛ تاریخ ابن‌خلدون، ج ٢، ص ٤٦٢.
    3. الطبقات الکبری، ج ١، ص ٢٣٧.
/ 613