اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار

14045
جلسات

وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار

16
  • البتّه اینکه خودش می‌گوید: سخاء بنی‌امیّه، دروغ گفته است! در تاریخ دارد که بنی‌امیّه خیلی مردمان پست و رذلی بودند، ولی خُب دیگر چه کنیم این بیچارگی و بدبختی را! هیچ‌کس از بنی‌هاشم سخی‌تر نبود! و بر این مطلب شاهد هست و در تواریخ هست. بنی‌هاشم گلیم زیر پایشان را برمی‌داشتند و می‌دادند و خود، گلیم هم نداشتند؛ امّا جناب معاویه نشسته آنجا و تمام بیت‌المال شهرهای مسلمین را جمع می‌کند، و پانصد هزار درهم پانصد هزار درهم به‌عنوان رتبه به هم‌پیاله‌های خودش می‌دهد، و این را به‌عنوان سخاء حساب می‌کند. مسئلۀ حساب است دیگر!!

  • و لذا در روز عاشورا، آن لشکر خیلی اهتمام داشت که حضرت علی‌اکبر را هم بقاپد و ببرد، به‌عنوان اینکه با یزید قوم و خویشی داشت. چون از همان جهت که خواهر ابوسفیان، زن عروة بود، با یزید و با معاویه پسر عمّه و پسر دایی بودند.1

  • این از داستان عروة، که دیگر کارش تمام شد.

  • ادامۀ داستان اسلام بنی‌ثقیف

  • از طائف مردی بود به نام مالک بن عوف که رئیس هوازن بوده و تمام جنگ حنین زیر سر او بود2 و مرد خیلی عجیبی بود و از آن فتّاک‌ها و از آن مشرکین بود، عین ابوسفیان. [او هم در جریانی به دعوت پیامبر مسلمان شد.]3

  • [بعد از این جریان مردی از سر کرده‌های مشرکین به نام عمرو بن أُمیّه] در اوّل ظهر، آمد به طائف و به منزل عبد یالیل رفت و گفت: «کار دارم!»، خادم آمد و گفت: «فلان کس شما را کار دارد.» تعجّب کرد: «چطور شده او آمده اینجا؟! او که یک مرد سر کرده‌ای است و هزار نفر مثل من باید بروند پیش او! حتماً این کار، کار خیلی مهمّی است!»

  • آمد و با او ملاقات کرد و گفت: «قضیه چیست؟» گفت: «قضیۀ محمّد خیلی مهم است! محمّد نگران‌کننده است! می‌دانی محمّد چه کار کرده است؟ محمّد مکّه را گرفته و همۀ بت‌ها را خُرد کرده است، و تمام جزیرة‌العرب در تحت تسلّط او در آمده است! ما نمی‌دانیم او چه زبانی دارد و چه نفَسی دارد که به هر جوانی می‌رسد، مثل آهن‌ربا او را می‌گیرد؟! باید فکری بکنیم! و خاک بر سر شما که گرفته‌اید در این قلعه نشسته‌اید، این کار زن‌ها است! از قلعه بیرون بیایید و بروید با محمّد جنگ کنید، و الاّ فردا می‌آید و قلعۀ‌تان را می‌گیرد و بر سرتان خراب می‌کند!»

    1. شرح الأخبار، ج ٣، ص ١٥٢؛ سرّ السلسلة العلویّة، ص ٣٠.
    2. المغازی، ج ٣، ص ٨٨٦؛ تاریخ ابن‌خلدون، ج ٢، ص ٤٦٢.
    3. الطبقات الکبری، ج ١، ص ٢٣٧.