
علت ارتکاب معاصی
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
علت ارتکاب معاصی
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
علت ارتکاب معاصی
9لذا پیغمبر وقتی كه خوشحال میشد از ته دل خوشحال میشد، ... بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ التوبة، ١٢٨ معنایش همین است. این خوشحالی هم به او برمیگردد چون به او رفته است انسان خوشحال میشود، چون به او اتصال پیدا كرده، چون این مطالبی كه از او آمده این را تغییر داده و عوض كرده، نفسش را دگرگون كرده، این ابتهاج پیدا میكند، اگر هم نه، تغییر پیدا نكرده طوریش نیست، واسطهای بوده آمده تكلیفش را انجام داده رفته، تمام شد و رفت، و حتی این طرف قضیه از نقطه نظر نفسی تاثیر بیشتری دارد تا آن شقّ اول كه حالا این را بعدا توضیح میدهم.
خب این در صورتی است كه ما مطلب را از خود نبینیم، و همینطور هر كاری كه هر كسی میكند، هر قدمی كه هر كسی برمیدارد، یكی سخن میگوید، یكی فرض بكنید كه در فلان مسئله اقدام میكند، یكی نسبت به مسائل مالی اقدام میكند، یكی نسبت به مسائل دیگر قدمی برمیدارد، در تمام اینها آن مقصد، آن نیت، آن هدف، آن قبلهنما باید به آن سمت بزند، به آن سمت باید توجه پیدا بكند. این باعث میشود كه انسان عبور كند و پلها را رد كند. پزشكی كه دارد نسخه میدهد و نسخه او باعث شفا میشود نباید این را از خودش ببیند، من نسخه دادم ... خدا شفا داد، چرا؟ چون یك نسخه دیگر میدهد شفا پیدا نمیشود، اگر شفا پیدا میكرد خب بسم اللَه. آن شخصی كه دارد یك كاری انجام میدهد كار خیر را باید از او ببیند، بالاتر از این این است كه همین عمل خودش را هم از او ببیند. نفس همین عمل از اوست، اگر اینطور باشد خب دیگر همه چیز بر وفق مراد و بر وفق مقصود خواهد شد.
لذا همیشه بزرگان به این سمت این مطلب را در صحبتهای خودشان در مسائلی كه داشتند همه به این سمت مطالب را سوق میدادند، میخواستند از این كاری كه شاگردانشان انجام میدهند از این زحمتهایی كه انجام میدهند آن نتیجه را ببرند و در آن كاری كه دارد انجام میدهد و در آن قدمی كه دارد برمیدارد در آن قدم متوقف نماند. متوقف در چه صورتی است؟ در صورتی كه بگوید: آقا من كردم، من این را انجام دادم، الحمدلله این كاری كه انجام دادیم خوب بود، استقبال مردم خوب بود، فرض كنید كه این نوشته مورد توجه مردم قرار گرفت، حرفی كه زدیم الحمدلله ... این متوقف شده است. عمل عمل خوب است ولی تو متوقف شدی، تو باید رد میشدی، تو باید از این عبور میكردی ولی در اینجا متوقف شدی.
