اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توحید اساس ارتباط انسان با مردم

14201
عنوان بصری
نسخه عربی

توحید اساس ارتباط انسان با مردم

11
  • این صفات اینها صفاتی است که اینها می‌آید کم‌کم کم‌کم از بین می‌رود، آن صداقت می‌آید از بین می‌رود، آن صفا می‌آید از بین می‌رود. همان‌طور که عرض کردم یواش یواش کم‌کم آن تفکر صحیح، آن تفکر آزاد، آن تفکر حرّ، آن تفکری که فقط دنبال حق می‌گردد می‌بینیم یک خرده هان! وقتی قبلا یک همچنین حرفی می‌زدیم خود طرف هم می‌آمد تأیید می‌کرد: بله همین‌طور است دو تا هم می‌گذاشت رویش. حالا همان حرف را که الان می‌زنیم چون رنگ گرفته: آقا این مطالبی که می‌فرمایید حالا این مسائل صلاح هست؟! چی شد؟ تو که پارسال نه تنها اینها را تأیید می‌کردی خودت اضافه هم می‌کردی اما حالاصحبت صلاح و ... این چیست؟ عوض شده این تو، مطلب همان است تو عوض شدی. حالا صلاح هست؟ بله صلاح هست. امسال و پارسال فرق نکرده، اوضاع فلک و کواکب و مهر و ماه و ستارگان و سیارات همه همین هستند. آنکه صلاح هست یعنی من عوض شدم! نه اینکه صلاح هست.

  • صلاح هست؟ همه اینها صلاح است از این صلاح بالاتر ما نداریم، هیچ صلاحی در دنیا بالاتر از صداقت نیست، هیچ صلاحی در دنیا یعنی پیغمبر هم همین را آورده، پیغمبر آمده گفته دین من دین صداقت است نگفته دین من دین صلاح است. حالا یا با صداقت جمع می‌شود یا نمی‌شود آن بعداً راجع به آن فکر کنیم. پیغمبر می‌گوید من دینی دارم که از آن صدق دربیاید، از آن صدق درنیاید آن دین شیطان است، دین نمرود و فرعون است. آن دینی که از آن صدق درآید آن دین دین من است، آن دینی که از آن صفا و محبت و صمیمیت درآید آن دین دین من است و آن صلاح است. پس صلاح آن چیزی است که از صداقت و صفا خروجی پیدا می‌کند و نشئت می‌گیرد. بعثت الاتم مکارم الاخلاق؛ من مبعوث شدم تا اینکه مکارم اخلاق را به اوج برسانم، به انتها برسانم. یعنی چه؟ همانی که خودم هستم، همانی که خودم رفتم زحمتش را کشیدم، همانی که خودم رفتم چهل سال در غار حراء تا گیرش آوردم، همانی که خودم آمدم و با آن جنبه حالا دارم با شما صحبت می‌کنم. دنبال صلاح نبودم، دنبال منافع نبودم، دنبال این بودم که آن مکارم اخلاق خودم را به اوج برسانم. یعنی چه؟ یعنی در انطباق با عالم تکوین آنچه را که حق است من هم منطبق بر آن باشم. آنچه را که واقعیت است من خودم را با آن منطبق کنم. من برای این آمدم من برای این غار حراء رفتم، من برای این چهل شب چهل شب آنجا تنها بودم.