توحید اساس ارتباط انسان با مردم
14جنگ احزاب راه انداختند، گرفتاریهای مختلف تا اینکه قضیه فتح مکه پیش آمد. واقعاً اگر ما به جای پیغمبر بودیم به یک همچنین قدرت و تسلطی پیدا میکردیم چه بر سر این مشرکین میآوردیم؟ حق هم داشتیم دیگر. دیگر چه کار بود که نکردند؟ چه کار بود که نکردند؟ سعد بن عباده فرمانده لشگر حرکت میکند و همه به سمت مکه شعارهایی که میدهند: امروز روزی است که میزنیم و میکشیم و انتقام خودمان را میگیریم از این کفار. آنها هم همه زخم داشتند، آنها هم همه کشته دادند آنها هم همه پدرشان درآمد در این مدتی که محاصره بودند. بعد نزدیکهای مکه که میرسند پیغمبر به امیرالمؤمنین میفرمایند تو برو پرچم را بگیر. شعار امیرالمؤمنین چیست؟ الیوم یوم المرحمه امروز روز گذشت است. اِ اِ اِ عجب! سعد بن عباده میآید و بقیه هم جوانها و شور و شوق، تیرها را بلند میکنند شمشیرها را بلند میکنند چه کار میکنیم یکدفعه میبینند امیرالمؤمنین آمد عَلَم را به دست گرفت شعار عوض شد: امروز روز بخشش است، امروز روز رحمت است، امروز روز گذشت است.
یا رسول اللَه اینها پدر ما را درآوردند! حضرت فرمودند: اینجا شما گذشت کنید بردید. فَبَشِّرْ عِبٰادِ اَلَّذِينَ اینجاست، این گذشت را بکن این پل را رد کردی، اگر نه، این گذشت را نمیکنی، حقت هم هست بالاخره زدند و کشتند، عیب ندارد میروی میزنی اینها را هم میکشی به هوای خودت، ولی خودت از جای خودت تکان نخوردی، همانجا ایستادی. رفتی مکه را گرفتی ولی دل خودت را دیگر تسخیر نکردی، خاک را گرفتی، سنگ را گرفتی، خانه را گرفتی اینها را گرفتی. خودت چقدر رشد کردی؟ خودت چقدر جلو رفتی؟ چه تأثیری در افراد قرار دادی؟ خیلی خب این هم یک پادشاه مثل همه پادشاههای دیگر، آنها اذیتش کردند این هم با لشگریانش آمد زد و لت و پار کرد و همه را صاف کرد، آسفالت کرد رفت جلو، این هم مثل بقیه، اما پیغمبر دیگر پیغمبر نبود!

