توحید اساس ارتباط انسان با مردم
15چرا عمروعاص در شهادت امیرالمؤمنین میآید اشک میریزد؟ چون این میشناسد این کیست، میشناسد از ما بهتر میشناسد. چرا معاویه اشک میریزد؟ معاویه به دروغ اشک نمیریخت به واقع میریخت، منتها دست از کارش هم برنمیداشت. چرا؟ آن امیرالمؤمنین را میشناسد که در جنگ صفین میتوانست امیرالمؤمنین غلبه بکند و نکرد، میتوانست این را انجام بدهد. دشت اولش همان قضیه آب که آمدند آب را بستند همانجا اگر امیرالمؤمنین میآمد مسئله را سفت میگرفت، وقتیکه باز میکرد نمیگذاشت تمام بود، فاتحه خلاص. ولی امیرالمؤمنین میگوید نه، آب را بستید؟ مردم چه گناهی کردند آب را بهشان بدهید. ما شمشیر داریم، ما برای حق آمدیم، اینها بندگان خدا هستند. آن مسائلی که در ارتباط با عبودیت و بندگان خداست آن مسائل را ما باید رعایت کنیم. آب را باید بهشان بدهیم، وقتیکه آب را دادیم چاق و چله و سیراب و خوب شدند آنوقت میگوییم آقا حرفت چیست؟ اگر زدیم درست زدیم، اگر خوردیم خوردیم. مگر حتماً باید آدم بزند؟ ولی اینجا چی؟ بردیم. این معبر را رد کردیم، این پل را رد کردیم.
روش اولیای خدا همین است، روش اولیای خدا همین است. لذا تمام احکام اسلام همه بر این اساس است؛ نمازی که میخوانیم نماز باید به سمت خدا باشد. خدا میگوید در آنجایی که باید جماعت بخوانی برو جماعت، آنجایی که باید فرادی بخوانی نیا آنجا بگو نه نشد، این ابهت و عظمت و اینها دیگر این هم ما باید به جماعت بخوانیم! همه دارند میخوانند دیگر خیلیها! خدا میگوید این نماز نمازی است که باید بروی فرادی بخوانی. چون در این جنبه فرادی بودن است که اتصال تو بهتر است، اگر بخواهی این را با جماعت بخوانی در نظام تشریع که آن نظام به دست من تشریع شده این جنبه تأثیر و این جنبۀ ربطیت در اینجا قرار داده نشده، آن در جماعت قرار داده شده در نماز واجب، ولی شما میگویی نماز مستحب هم به جماعت میخوانیم حالا ما یک پله از خدا بالاتر برویم چه اشکالی دارد؟! خدا میگوید بخوان تأثیری ندارد، هزار تا نماز بخوانی به اندازه سرسوزن در قلبت انشراح احساس نمیکنی. چرا؟ چون با یک اتصال مقطوع تو در اینجا خواستی وصل به خدا بشوی.

