اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای مغبون در فرمایشات معصومین علیهم السلام

15064
عنوان بصری

معنای مغبون در فرمایشات معصومین علیهم السلام

15
  • وقتی می‌دانند دیگر نه از پاسبان می‌ترسند نه از وزیر می‌ترسند، نه از وکیل می‌ترسند نه از سریدار می‌ترسند، نه از آبدارچی نه از هر تفنگچی و توپچی و تانکچی از هیچی دیگر نمی‌ترسند، چرا؟ هر کدام را در نظر بیاورند خدا را بالای او می‌دانند. آقای وزیر خدا بالاتر است، آقای وکیل خدا بالاتر است، آقای رئیس خدا بالاتر است، خدا بالاسر است، پایین‌تر همه را می‌داند. فصغر واقعا این هی شروع کرد هی حرکت کردن، هرچه امیرالمؤمنین بیان می‌کرد هی این می‌رود بالا هی می‌رود بالا، هی نفس دارد به آن مقام قرب و آن مقام تجرد هی خودش را نزدیک می‌کند، نزدیک می‌کند، دیگر نتوانست طاقت بیاورد؛ یعنی این بدن نتوانست آن حرکت نفس را تحمل کند و خودش را با آن هم‌طراز قرار بدهد. یک سکته‌ای کرد، آه کشید و افتاد، حضرت فرمودند این همانی بود که من می‌ترسیدم، بعد حضرت فرمودند این‌طور مواعظ بلیغه در قلوب مستعدین خودش تأثیر می‌گذارد.

  • مجلس امام حسین برای ما باید مثل مجلس خطبه همام باشد، نه اینکه فقط یک صرف شعائری، یک شخص ذاکری بیاید و به عنوان ... بله آن هم خوب است بالاخره حفظ شعائر خوب است. اما اینکه انسان در آن مجلس احساس بکند امام حضور دارد، امام زمان در مجلس حضور دارد، خود سیدالشهدا در مجلس حضور دارد، با این دید باید در مجلس امام حسین شرکت کرد، با این نگاه باید شرکت کرد، نه اینکه چند نفر آمدند، چند جفت کفش امشب اضافه‌ شده! فردا شب چند جفت اضافه بشود! خب الحمدلله کارمان گرفته و افراد می‌آیند همسایه‌ها توجه کردند و می‌آیند خوب است! اینها چیه این حرف‌ها چیست؟

  • مرحوم آقا وقتی‌که مجلس تشکیل می‌دادند این‌طوری بود؛ می‌گفتند بلند شوید بیایید حرف بزنید از تاریخ ائمه بگویید، از صحبت‌هایشان بگویید، از مطالبی که به گوششان نرسیده بیایید برای اینها بیان بکنید. ولی ما در عالم توهمات، طرف از دنیا رفته؛ آقا باور کنید پنجاه سال گذشته اگر سی سال هم می‌گذشت یک مرده دیگر هم می‌توانستند در قبرش بگذارند، پوسیده بود دیگر، پوسیده، پوسیدگی‌اش هم رفته هوا! هی بنر می‌زنند: سالگرد رحلت علامه فلان در کجا!! بابا چه خبر است؟ یک سال گفتید ایشان کجا بودند، کدام مسجد صحبت می‌کردند، تالیفاتشان فلان بوده فهمیدیم، خب دیگر. سال بعد دوباره: ایشان در آنجا بودند! تالیفاتشان ... بابا پارسال گفتید دیگر، چه خبر است؟! دوباره سال سوم: ایشان زحماتی داشتند... خب داشتند که داشتند، خدا بیامرزدشان، همه را حفظ کردیم می‌خواهی خودمان پس بدهیم بهت؟! دوباره سال دهم؛ ایشان زحماتی کشیدند، ایشان در فلان مؤسسه بودند، ایشان در فلان‌جا بود. چه خبر است؟ کی تمام می‌شود؟! یک تایمی یک وقتی بگذارید که دیگر این نوار بابا خط افتاد، سوزنش خط افتاد دیگر! همه به خاطر خود، آن بدبخت پوسید، او که پوسید و رفت و یک مرده دیگر هم می‌توانند دفن کنند توی قبرش.