معنای مغبون در فرمایشات معصومین علیهم السلام
17پس بنابراین مفاد فرمایش امام صادق علیه السلام این است که در هر حالی، در هر موقعیتی و در هر وضعیتی خودمان را بیاوریم بالا و با حق تطبیق بدهیم، با واقع تطبیق بدهیم، حالا واقع هرچه میخواهد باشد، در زمینههای مختلف و در مسائل مختلف و در برهههای مختلف، چه مسائل عادی باشد چه مسائل اجتماعی باشد، چه مسائل عبادی باشد، چه مجالس سیدالشهدا باشد، در همه اینها به دنبال این قضیه باشیم؛ اگر یک مجلسی میگیریم به ما بگویند که آقا یک مجلسی دو کیلومتر آنطرفتر است ناراحت نشویم، اِ آمدند در قبال ما مجلس گرفتند، اینجا کمتر میآیند! نه، خوشحال بشویم، مجلس امام حسین بیشتر است، حالمان را عوض کنیم، تغییر در رفتار و فکر خودمان بدهیم، افرادی که دعوت میکند اشخاصی که میآیند آنها بیایند بهتر بتوانند از آن مطالب واقعی، بِکر و دست نخوردهای که برای افراد ناشناخته است آنها را بیان بکنند، آنها را بیایند نشان بدهند، مسیر و مکتب آنها را بیایند بیان بکنند.
اینجا مطلب خیلی زیاد است و صحبت دیگر در این زمینه خیلی هست. انشاءالله که خداوند توفیق بدهد که ما بتوانیم از این بیانات ائمه، روش و سیره ائمه، از این قضایا و داستانهایی که در آن هستیم، از این مجالس سیدالشهدا، از این محافلی که برای احیای ذکر و احیای کلمه ائمه علیهم السلام بیان میشود و به گوشمان میخورد و میشنویم و میبینیم و بزرگان بیان کردند از اینها بیشتر استفاده کنیم.
مرحوم آقا که این کتاب روح مجرد را نوشتند واقعا عجیب است، واقعا مسئله عجیبی است. شما نگاه کنید ببینید چه حرفهایی چه مطالبی آمدند راجع به ایشان زدند، چه مسائلی. اگر از نظر ظاهر است من کمتر کسی را سراغ دارم که از نقطه نظر ظاهر اینقدر مثل ایشان به دنبال احیای این مجالس و این مطالب بودند. توجه خود ایشان، ابتهال خود ایشان، تضرع خود ایشان، بکاء ایشان در این مجالس، اینها چیزهایی بوده که اختصاصی به خود ایشان دارد و نیازی به بازگو کردن این مطالب نیست، حتی خود مخالفین ایشان هم نسبت به این مطالب اعتراف داشتند. بعضی از این آقایان خدا رحمتشان کند از آقایان معروف مشهد گفته بود که اگر در میان این افراد یک نفر باشد که خلوصش از همه بیشتر باشد آن آقای طهرانی هست که کیفیت برقراری مجالسش نشاندهنده و حاکی از آن نیت ... خود مخالفین ایشان. آن وقت ایشان بیایند و کتابی بنویسند مطالبی بنویسند اگر قرار است مثل بقیه بنویسند: آقا بنشینید گریه کنید و زاری کنید، در سرتان بزنید...، خب دیگر نوشتن ندارد، این را که همه دارند میگویند، ولی یک وقتی ایشان میآید اصلا داستان کربلا را یک جوری دیگر تقریر میکند، یک جوری دیگر تفسیر میکند، امام حسین را از این تفکرات و تخیلات و اوهامی که ما گرفتارش هستیم اصلا بیرون میآورد میبرد در یک افقی که اصلا نه فکر میرسد نه عقل میرسد نه هیچ کجا میرسد.

