
قرار دادن قلب در مسیر علم و معرفت در هر قدم از حرکت به سمت خدا
قرار دادن قلب در مسیر علم و معرفت در هر قدم از حرکت به سمت خدا
10آن طلبه فردا میآید و با صدر با هم سوار میشوند میروند در همان منزل فلان تاجر. وقتیکه در میزنند صبح زود یکدفعه آن تاجر میآید بیرون میبیند اِ صدر اصفهانی آمده. دستپاچه میشود: بفرمایید بفرمایید. خلاصه میروند در آنجا مینشینند. بعد از طی مقدمات، صدر رو میکند به آن تاجر و میگوید اگر رسول خدا بیاید و دختر تو را برای فرزند خودش خواستگاری کند تو چه میکنی؟ میگوید زهی سعادت اینکه رسول خدا بخواهد، این حرفها چیست. آن میگوید بسیار خب، این طلبه سید این فرزند رسول خداست و ما داماد را آوردیم، آنچه که مربوط به ماست این است که وسایل زندگی و امورش را آماده کنیم، آنچه که مربوط به توست این است که دخترت را به ازدواج او دربیاوری. او میگوید بسیار خب. خلاصه همانجا عقد خوانده میشود و او هم یک زمینی میدهد و یک مالی میدهد و فراشی میدهد و منزلی میدهد. وضعیت آن بنده خدا سید اولاد پیغمبر، نانش دیگر در روغن و... ـ خدا انشاءاللَه از این شانسها به بقیه هم بدهد که گاهی اتفاق میافتد. تا حالا که قسمت نشده تا از این به بعد خدا بزرگ است که یکی مثل صدر اصفهانی پیدا بشود و اولاد پیغمبر را به یک نوایی برساند (مزاح) ـ بعدا این طلبه هم از علمای اصفهان میشود.
این مطلب را من فراموش کردم. این طلبه وقتیکه از علما شده بود در یک سفری که رفته بود برای عتبات، به نجف که رسیده بود قبل از اینکه برود برای زیارت امیرالمؤمنین، اول رفته بود در وادی السلام یا در خود صحن (نمیدانم شبهه از من است، چون صدر اصفهانی را در نجف دفن کرده بودند1) برای زیارت قبر صدر اصفهانی بعد رفته بود برای زیارت امیرالمؤمنین. وقتیکه به او اعتراض میشود این داستان را نقل میکند و میگوید حالا با این وجود آیا من نباید اول به زیارت صدر بروم؟! بعد او تأیید میکند که بله باید بروی. تا این حرف را این آقای منبری میزند یکدفعه ما به هم (مرحوم آقا) نگاه کردیم. یکی از آن آقایانی که در آنجا بود در همان پای مجلس یک دفعه بلند صدا زد: نخیر، اصل مُثبِت میفرمایید. ـ دوستان و رفقای [اهل علم] این [قاعده اصولی] را میدانند که چیست ـ حالا یک کاری او کرده دلیل نیست برای این کار. بعد آن دیگر هیچ حرف نزد. یعنی معلوم میشود همین آقای منبری که دارد این مطلب را نقل میکند، همان عالمی که در آنجا به یک نوایی رسیده، همان شخصی که در آنجا ... همه آنها همین است معرفتشان! میگویند وقتی رفتی نجف درست است اول باید بروی سر قبر همان صدر بعد بروی به زیارت امیرالمؤمنین! این است قضیه؟ وقتیکه آمدیم بیرون مرحوم آقا گفتند این حرفها چیست که بالای منبر میزنند. تمام دنیا زیر ولایت امیرالمؤمنین دارند انجام میدهد، آن توفیقی که صدر پیدا کرده آن از ولایت او به امیرالمومنین بوده، و چقدر ما نسبت به این مسئله درکمان ضعیف است.
- محل دفن ایشان در مدرسه علمیه صدر اعظم نجف اشرف که خودش بانی آن بوده است میباشد.
