اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قرار دادن قلب در مسیر علم و معرفت در هر قدم از حرکت به سمت خدا

14067
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

قرار دادن قلب در مسیر علم و معرفت در هر قدم از حرکت به سمت خدا

3
  • و لا تَجعَل رَقَبَتَکَ لِلنّاسِ جِسرًا؛ گردنت را جسر قرار نده، پل قرار نده که بیایند به ‌واسطه تو بخواهند به مطلوب برسند. تو را وسیله قرار بدهند برای رسیدن به خواسته‌های خودشان.

  • این آخرین فقراتی است که در این حدیث شریف حضرت بیان می‌کنند و البته ملیّء از مطالب که هر کدام جا دارد که جلساتی را به آن اختصاص بدهیم. واقعاً این حدیث «عنوان» همان‌طوری که بزرگان می‌فرمودند باید هر هفته انسان به این حدیث بپردازد و نگاه کند. مرحوم آقا می‌فرمودند من در نجف که بودم این حدیث را نوشته بودم ـ من هم نوشته ایشان را دیده بودم ـ و این در جیب من بود و من هر هفته به این حدیث نگاه می‌کردم، می‌آمدم در کنار صحن علوی می‌نشستم و این حدیث درمی‌آوردم و همین‌طور به آن نگاه می‌کردم، در فواصلی که مباحثه داشتند یک فرصتی نیم ساعتی. نتیجه‌اش چه می‌شود؟ نتیجه این می‌شود که آن روش انسان، فکر انسان، مرام و ممشای انسان به یک سمت دیگری برود. زندگیش، معاشش، حرکتش، علمش، درسش، کارش، مرامش، خودش را منطبق کند با این حدیث. و این خیلی عجیب است و خیلی فرق می‌کند که انسان یک مطلبی را بداند و اینکه یک مطلبی را هر روز به آن توجه کند. ما خیلی چیزها می‌دانیم، در حافظه ما خیلی مسائل حفظ است، در ذاکره ما، اما آیا آنها را هر روز در ذهن می‌آوریم و مرور می‌کنیم؟ با اینکه می‌دانیم.

  • یک وقتی مرحوم آقا در طهران بودند حتی اواخر عمرشان به من می‌گفتند: فلانی یک زمانی بود که ما منبر می‌رفتیم صحبت می‌کردیم، برای مردم، برای رفقا، در مسجد برای عموم، الان دلم می‌خواهد بنشینم یکی برای من صحبت کند، یکی بیاید من را نصیحت کند. ـ این را اواخر عمرشان می‌فرمودند ـ و من بنشینم گوش بدهم و به آن مطالبی که می‌گوید توجه کنم. من درست کلام ایشان را درک نمی‌کردم، آخر چطور می‌شود انسان با این وضعیت با این موقعیت یک همچنین حرفی [بزند]. گاهی نهایتش حمل بر تواضع و از این چیزها می‌کردیم. الان من احساس می‌کنم ایشان راست می‌گفتند. خودم دلم می‌خواهد بنشینم به جای اینکه بیایم برای رفقا سرشان را درد بیاوریم، یکی بیاید از همین رفقا، از همین دوستان، از همین اهل علم، بیاید بنشیند ـ من جداً می‌گویم ـ وقتی من در مجالس می‌آیم می‌نشینم، چه در مجالس منزل و چه در جای دیگر مثل اینجا، رفقا صحبت می‌کنند می‌روم در همان فضایی که مرحوم آقا این مطلب را می‌فرمودند و می‌بینم چقدر استفاده می‌کنم، چقدر بهره می‌گیرم. می‌دانید چرا؟ چون مطلب مطلب این و آن نیست، مطلبی است که از جای دیگر می‌آید. اگر مطلب خلاف و خطا باشد آن یک مطلب دیگری است، ولی اگر مطلب صحیح باشد و گاهی اوقات می‌گویم عجب من چطور اصلا از این معنا غافل بودم و الان که خطیب دارد این مطلب را بیان می‌کند می‌بینم یک مطلب جدیدی به ذهنم می‌آید و رویش تأمل می‌کنم، فکر می‌کنم و بعد وقتی‌که جلسه منقضی می‌شود پیگیری می‌کنم، یعنی ول نمی‌کنم، آن مطلبی که آمده می‌روم به دنبالش و حتی مطالب دیگری هم می‌آید.