اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قرار دادن قلب در مسیر علم و معرفت در هر قدم از حرکت به سمت خدا

14067
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

قرار دادن قلب در مسیر علم و معرفت در هر قدم از حرکت به سمت خدا

7
  • خود بنده در موارد عدیده‌ای اتفاق افتاده، که با همین غیر از اهل مسلمان‌ها از اهل کتاب، بودم و برخوردی داشتم، از برخورد من آن مسیحی یا آن یهودی متحول شد. چرا؟ چون من نیامدم مانند قِشریون که آنها یک حجابی قرار می‌دهند و با یک وضعیتی و با یک کیفیتی می‌آیند و برخورد می‌کنند و همان برخورد موجب اِبعاد آنها و دورکردن آنها از حق و حقیقت است، نیامدم این کار را بکنم. من روشی را در پیش گرفتم، من با بزرگان و با اولیای الهی در سفر، در حضر بودم و حرکات آنها را می‌دیدم و سخن آنها را می‌دیدم و برخورد آنها را با افراد مختلف و با اشخاص مختلف مشاهده می‌کردم. همان برخوردی که برای آنها همیشه ایجاد خاطره می‌کرد و آنها در همان حال و هوا حرکت می‌کردند و زندگی می‌کردند. این مسئله مسئله‌ای است که ما از روش و مرام اولیاء و ائمه این مطالب را به دست آوردیم نه اینکه همین‌طوری یک مسائلی باشد و یک تخیل و یک رأی و یک سلیقه، نه، مبانی ما اقتضای یک همچنین مطلبی را می‌کند.

  • انسان باید به دنبال معرفت باشد، آن معرفت را باید به دست بیاورد آن معرفت را باید کسب کند، و به‌واسطه آن معرفت زیادی انسان حرکت کند و از خدا بخواهد که هر روز توفیق خودش را نسبت به مسائل و نسبت به مطالب در وجود او بیشتر کند. خیلی از افراد بودند و هستند که اینها از نقطه نظر علوم ظاهری بی‌بهره نیستند، ولی وقتی‌که انسان نگاه می‌کند می‌بیند که دستشان خالی است، آن فهم را ندارند، آن درک را ندارند، و این همان چیزی است که امام علیه السّلام می‌فرماید باید به آن برسی.

  • خیلی وقت پیش ـ حدود ٣٠-٣٥ سال پیش ـ که ما در قم بودیم یکی از آقایان مشهد که یک نسبت سببی هم با ما داشتند مرحوم آقای رضوی ـ خدا رحمت کند ـ از علمای مشهد و از اخیار و صلحا بود، مرد با صفایی بود، خیلی به مرحوم آقا هم ارادت داشت و واقعا ایشان را دوست داشت. ایشان آمده بود در قم همان منزلی که ما بودیم ایشان هم در همان منزل تشریف داشتند. یک روز ما در بیرونی بودیم و داشتیم با هم صحبت می‌کردیم که یکی از آقایان و علمای معروف قم آمد برای دیدن ایشان ـ البته آن شخص الان فوت کرده و بسیار شخص معروفی بود و مستشکل درس‌های مرحوم آقای بروجردی بود، عناوین زیاد داشت ـ بعد وقتی‌که صحبت می‌کرد حکایتی را نقل کرد. قضیه این بود که می‌گفت در فلان قضیه و فتنه‌ای که در قم اتفاق افتاده بود ـ در همان زمان گذشته، خیلی مسائل پیچیده شده بود قضایا به هم ریخته بود، امنیت چه شده بود، مردم در نگرانی بودند، به خصوص اهل علم در نگرانی بودند ـ می‌گفت که فلان‌کس ـ حالا بنده اسم نمی‌برم ـ می‌خواست مشرف بشود برای مشهد، که خود آن آقا هم یکی از افراد و اعاظم این بلده طیبه بود، سفارش کرد که وقتی شما مشرف می‌شوید به خدمت علی ابن موسی الرضا آنجا شفاعت کنید و بگویید که این خواهر شما در اینجا نمی‌تواند از عهده حل این بحران بربیاید!! و شما ایشان را کمک کنید! بالاخره شما امام هستید و کمک کنید این حضرت بی‌بی فاطمه معصومه سلام اللَه علیها ایشان مخدره هستند، عفیفه هستند! ـ حالا به عبارت ما زورشان نمی‌رسد، این را من شوخی نمی‌کنم‌ ها ـ و شما کمک کنید که از این بحران و از این مسئله بگذریم. حالا خود این بنده خدا هم به عنوان تأیید داشت این قضیه را می‌گفت. بله این مخدره را تنها نگذارید! ایشان دست تنها هستند! با همین عبارت می‌گفت‌ ها.