
لطف خدا در اجازۀ دعا نمودن به بندگان
لطف خدا در اجازۀ دعا نمودن به بندگان. اذن تکوینی و تشریعی خداوند به بندگانش برای دعا نمودن در هر زمان و شرایطی. استحباب أکید نمازهای نافله. روایتی بسیار مهم از حضرت صادق علیه السّلام راجع به نمازهای نافله. حکمت عدم وجوب نمازهای نافله. مصادیقی از تکالیف بسیار سخت شرایع سابق. سیره و ممشای رسول خدا در برداشتن حرَج و سختی از احکام. نعمت بزرگ دین آسان و سهل، حاصل زحمات و مرارت کشیدنهای رسول خدا. رضوان خدا در نماز اوّل وقت، و غفران و گذشت خدا از نماز آخر وقت. نعمت بزرگ اسلام در اجازۀ برقراری ارتباط با خدا در هر زمانی و مکانی. تعالیم اسلام به استمداد از اسماء حسنای الهی برای رفع هر مشکل و گرفتاری. هانری کربن: «در وقت مناجات با خدا صحیفۀ سجادیّه را میخوانم و گریه میکنم». حکم وجوب فقط هفده رکعت نماز یومیّه، به جهت مراعات أضعف النّاس. اهمّیت و لزوم تلاوت قرآن در نماز. مهجور نمودن قرآن با اکتفا به قرائت سورۀ توحید در نماز. قرائت قرآن در نماز ار روی مصحف. إذن تکوینی خداوند به انسانها در دعا نمودن. نعمت بزرگ دفع مزاج. توجّه به خدا حتّی در وقت تخلّی.
لطف خدا در اجازۀ دعا نمودن به بندگان
توضیحات:
لطف خدا در اجازۀ دعا نمودن به بندگان. اذن تکوینی و تشریعی خداوند به بندگانش برای دعا نمودن در هر زمان و شرایطی. استحباب أکید نمازهای نافله. روایتی بسیار مهم از حضرت صادق علیه السّلام راجع به نمازهای نافله. حکمت عدم وجوب نمازهای نافله. مصادیقی از تکالیف بسیار سخت شرایع سابق. سیره و ممشای رسول خدا در برداشتن حرَج و سختی از احکام. نعمت بزرگ دین آسان و سهل، حاصل زحمات و مرارت کشیدنهای رسول خدا. رضوان خدا در نماز اوّل وقت، و غفران و گذشت خدا از نماز آخر وقت. نعمت بزرگ اسلام در اجازۀ برقراری ارتباط با خدا در هر زمانی و مکانی. تعالیم اسلام به استمداد از اسماء حسنای الهی برای رفع هر مشکل و گرفتاری. هانری کربن: «در وقت مناجات با خدا صحیفۀ سجادیّه را میخوانم و گریه میکنم». حکم وجوب فقط هفده رکعت نماز یومیّه، به جهت مراعات أضعف النّاس. اهمّیت و لزوم تلاوت قرآن در نماز. مهجور نمودن قرآن با اکتفا به قرائت سورۀ توحید در نماز. قرائت قرآن در نماز ار روی مصحف. إذن تکوینی خداوند به انسانها در دعا نمودن. نعمت بزرگ دفع مزاج. توجّه به خدا حتّی در وقت تخلّی.
لطف خدا در اجازۀ دعا نمودن به بندگان
15نعمت بزرگ دفع مزاج
من یک مرتبه به یکی از اطبّاء گفتم: آقا شما نعمت ادرار کردن را میدانید؟ او خندید و گفت: آقا چه گفتید؟ گفتم: این ادراری که میآید، یک مسئلهای است که ما اصلاً به هیچ حسابی آن را نعمت نمیدانیم! وقتی میگوییم آقا برو ادرار کن! میگوید: خب باشد! ولی اصلاً ما برای خودمان و یا برای فامیل، ادرار کردن را نعمت نمیدانیم! اصلاً اگر به ما بگویند که شما بنشین و تمام نعمتهای خدا را بشمار! اگر ده سال هم بشمارید، آیا ادرار کردن را نعمت میدانید؟ بله؟! امّا اگر راه این بول بسته شد و غدد پروستات ورم کرد و ادرار بیرون نیامد، این کلیه همینطور آب را میدهد و در مثانه جمع میشود و فشار میآورد و همینطور فشار میآورد تا یکدفعه درد میگیرد! این بیچاره مریض چه کار میتواند بکند؟! او چون خودش دکتر بود میفهمید! گفتم: ببینید چه دردی عارض میشود! افرادی که به این مبتلا شوند، در اطاق از این طرف به آن طرف، مثل گنجشک خودشان را به دیوار میزنند، سرشان را به دیوار میزنند، آجر را برمیدارند و از شدّت درد بر شکمشان میکوبند، از شدّت درد! ادرار کردن را چه کسی نعمت میداند؟ کسی که به آن درد مبتلا شود. اصلاً ما به این درد مبتلا نشدیم تا ادرار را جزءِ نعمتها بدانیم!
ادرار میدانید چیست؟ ادرار یعنی خارج شدن مواد کثیف و زائد و سمومات از بدن. حالا از این مسئلۀ حصر ادرار و اینها بگذریم، اگر این سمومات در بدن میماند، تمام بدن را سمّ میگرفت؛ ادرار سمّ است دیگر. خداوند مواد مفید غذایی را که انسان خورده است میگیرد و بعداً مواد کثیف و مضر و سمومات را خارج میکند. و اگر ادرار خارج نمیشد و این سمومات در بدن میماند، چطور میشد؟ و اگر غائطی که انسان میکند، خارج نمیشد، چطور میشد؟ آن کسانی که به سرطان روده مبتلا هستند و غائط خارج نمیشود، آنها در هر لحظه آرزوی مرگ میکنند! چون این مانده و خارج نمیشود! این سمومات خارج نمیشود، یا ادرار خارج نمیشود، یا آن خارج نمیشود!
