اهمّیت ادب در سلوک
12عدم وصول به حقیقت دستورات و افعال اولیاء الهی
چرا راه دور برویم، از خودمان بگوییم؛ قضیّهای راجع به خود من اتّفاق افتاده بود. مثل اینکه یک دفعه به رفقا گفتم که آقا به من دستوری داده بودند و من در آن دستور کوتاهی کرده بودم. قضیّۀ دکتر بردن یک خانمی از قوم و خویشان بود، و خب این قضیّهاش خیلی روشن بود؛ و بعد وقتی که ایشان مطّلع شدند، برای من تأسّف خوردند! بعضی از افرادی که در آنجا بودند از این تأسّفِ آقا خیلی خوششان نیامده بود، ولی من خودم از این تأسّف آقا خیلی متأثّر شدم که خلاصه من در اینجا کوتاهی کردم! تقریباً حدود سه چهار ماه از این قضیّه گذشت، گفتیم بیاییم مثلاً بعدش [جبران کنیم]. یک روز جایی نشسته بودم و اصلاً ذهنم در این قضیّه نبود و جای دیگر بود، که یکدفعه این قضیّه همینطوری به ذهنم آمد و یک مسئله برای من روشن شد که مشکلی در نفس من بوده است و آن مشکل رفع نمیشد مگر با انجام دادن این دستور؛ و چون انجام ندادم، هنوز آن مشکل باقی است. قشنگ مثل یک چراغ برای من روشن است، و اگر بخواهد این برطرف بشود، باید دوباره نظیر یکچنین قضیّهای اتّفاق بیفتد؛ درحالتیکه قضیّۀ ماست و دروازه بود، یعنی هیچ ربطی به هم نداشت، ابداً!
این را که میگویم، صد دفعه گفتهام، هزار دفعه گفتهام، دیگر زبانم مو درآورد و آن اینکه: ما نمیتوانیم کارهای اولیای خدا را در معیار بگنجانیم! به وحدانیّت خدا، اگر من تا روز قیامت فکر میکردم، رابطۀ بین این دو مسئله را هیچوقت پیدا نمیکردم! حتّی آقای سروش هم نمیتوانست ـ با آن گشادگی که او قائل است ـ پیدا بکند! اصلاً ذهن به این نمیرسد که بین این دو مسئله رابطه است، ابداً! مطلب حق است! نمیتواند!
این را میگویند مکر کردن! یعنی وقتی آقا دستور میدهند که آقای فلان، برو این کار را انجام بده! چرا دیگر دنبال کَلَک میگردی؟! چرا داری کلک میزنی؟! آقا خودش ختم همه است، آنوقت نتیجهاش را میبینی که ختم همه است! گاهی اوقات شده است که من میآیم قضیّهای را برای آقا بگویم، هنوز نگفتهام، میبینم وای، وای، پاتک را زده است! و هنوز دهنم را باز نکردهام، با آن نگاهی که میکند میگوید: برو، نادان خودتی! تا آخر خواندم که چه میخواهی بگویی! یعنی پاتک را زدیم قبل از اینکه تو به فکر تک بیفتی! بنده خدا پاتک خورده به تو، دیگر نمیخواهد بقیّهاش را بگویی! آقا همین است! بد جایی آمدهایم؛ یعنی خوب جایی آمدیم، ولی جای سفتی است، هر کاری نکن، سنگْ سنگِ سفتی است!

