اهمّیت ادب در سلوک
16ما هم همین هستیم، «و لا تَمکُر بی فی حیلَتِکَ»؛ یعنی خدایا، من را به روزگاری نینداز که با هر قدمی که برمیدارم، چاهی برای خودم بکنم! من را در وضعی قرار نده که دست به هر چیزی که میزنم، آن چیز برای من بلا شود! آن کسی که از مسئله دور است، همین است؛ او مدام برای خودش چاه میکند و مدام دارد برای خودش مکر میکند! پس ﴿وَمَكَرَ ٱللَهُ﴾ یعنی نه اینکه خدا مکر کرده است؛ مکر برای خدا نیست، خدا مکر نمیکند، خدا سر کسی کلک نمیزند، خدا با کسی دشمنی ندارد، چرا باید کلک بزند؟! بلکه نتیجۀ عمل هر شخصی مکر خداست، و این برای همین فرد مکر است!
او میخواهد سر خدا را کلاه بگذارد، در گوشش پنبه میگذارد! پنبه میدهد به آنهایی که میآیند قرآن بشنوند که پنبهها را در گوشتان بکنید تا کلام محمّد را نشنوید!1 یک گونی پنبه آورده بود و به هر کسی وارد مسجدالحرام میشد یک بسته پنبه میداد و میگفت: بیا بگیر و در گوشت بگذار! نمیداند با هر پنبهگذاشتنی، خودش دارد دو قدم عقب میرود! تو میخواهی نگذاری صدای پیغمبر را بشنوند؟! اگر تو خودت را نگاه میکردی که الآن با این عملت چه دارد به سرت میآید، فریاد استغاثهات به ثریّا میرسید! ای مسکین، خبر نداری! او میخواهد جلوی دیگران را بگیرد امّا مدام دارد جلوی خودش سنگ و آجر میچیند؛ و این کار، کار شیطان است!
اللَهمّ صَلِّ علیٰ محمّدٍ و آلِ محمّد
- إعلام الوری، ج ١، ص ١٣٧؛ بحار الأنوار، ج ١٩، ص ٨.

