اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (١)

15269
سال 1414
جلسات
نسخه عربی

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (١)

14
  • این نفس بد اندیش به فرمان‌شدنی نیست***این کافر بد کیش مسلمان شدنی نیست1
  • اسلامشان هم کفر است!

  • دستور مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه تعالی علیه در محدودیّت ارتباط با جهّال متنسّک

  • حالا می‌رسیم به آنجایی که آقا یک روز از آقای حدّاد سؤال کردند؛ وقتی آقای حدّاد صحبت می‌کردند که انسان باید تا حدودی با این مردم جهّال متنسّک ارتباط داشته باشد، و خیلی خلاصه فرمودند که آقا سیّد محمّدحسین برای آنها دل نسوزان! آقا در جواب عرض کردند: «خب آقا اگر اسلام از بین برود، همۀ مردم بهائی می‌شوند!» آن موقع بهائی زیاد نبود؛ آقای حدّاد فرمودند: «مردم بهائی هستند!»

  • آقا انتخاب می‌شود در انتخابات، می‌گوید: «قلب رسول‌اللَه را شاد کردید!» حالا اگر انتخاب نمی‌شدی هم همین را می‌گفتی؟! عالم متهتّک بماند برای شب بعد، خدا به داد آن‌موقع برسد!

  • دیروز عرض کردم خدمتتان که تاریخ را نگاه کنید و ببینید در سابق وقتی اعراب می‌آمدند می‌جنگیدند، کُفو می‌طلبیدند؛ یعنی کسی که در مقابل من می‌آید، باید اندازۀ من باشد، یک آدمی که از حیث حسب و نسب پایین تر از من است نباید دنبال من بیاید! اگر می‌آ‌مد، نمی‌رفت با او بجنگد؛ و اگر طرفش شمشیر می‌کشید، همین‌طور صاف می‌ایستاد و طرفش شمشیر در سرش می‌زد و دو نصفش می‌کرد و این تکان نمی‌خورد! می‌گفت: تو کُفو من نیستی! یعنی در راه انانیّت خودش کشته می‌شد! حالا این را می‌توانیم بگوییم کذا است و فلان است و...؟! نه آقا، جهالت است؛ در نادانی و انانیّت و فرعونیّت، خودش را از بین می‌برد و هیچ طوری هم نمی‌شود! یا اگر حریف از پشت می‌آمد، می‌گفت: من رویم را برنمی‌گردانم، راست می‌گویی از جلو بیا! و طرف از عقب می‌آمد و می‌زد و سر او را می‌انداخت، و این همین‌طور صاف می‌ایستاد و می‌گفت: من رویم را برنمی‌گردانم! یک چیزهایی بودند آقا!

  • خیلی از کارهای ما همین‌طور است! وقتی در نفس بیفتیم می‌بینیم اشتباه است ولی می‌خواهیم حرفمان زمین نخورد! ـ: آخر دارند تو را می‌کشند! ـ: خب بکشند، من از حرفم برنمی‌گردم! قضیه این است! این مسئله، مسئلۀ مهمّی است و خلاصه، انسان نباید خلط کند و بایستی موارد را دقیق تشخیص بدهد که کدام‌یک موافق نفس است و کدام‌یک مخالف نفس است!

    1. دیوان میرزا حبیب اللَه خراسانی، ص ٨٨.