اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

منشأ خیرات عالم

0
سال 1415
جلسات

فقرۀ دعاء : مَن أینَ لی الخَیرُ یا ربِّ وَ لا یُوجَد إلّا مِن عِندک وَ مَن أین لی النَجاةُ و لا تَستَطاع إلّا بک . 1ـ مبدأ تمام خیرات ، پروردگاراست چون او اصل و حقیقت وجود و خیر محض است . 2ـ اصل وجود و کمالات همه موجودات از ناحیۀ پروردگار است و ما ظلمت محض و صرف العدم هستیم. 3ـ در جایگاه توحید تفاوتی بین پیغمبر و سایر افراد نمی باشد. 4ـ شهادت به عبودیت پیغمبر صلی اللَه علیه و آله وسلم مقدّم بر شهادت به رسالت اوست . 5ـ بدون عبودیت حکومت بر مسلمین حکومت کفر است . 6ـ علّت ولایت فقیه در زمان غیبت ، عبد بودن ولیّ فقیه است و عبد از خودش هیچ ندارد . 7ـ حکایتی نغز از مولانا در ارزش عبودیت . 8ـ تمثیلی جالب از شهید آیة اللَه دستغیب دربارۀ مسخ شدن انسان . 9ـ فراموشی مرحوم وحید بهبهانی و میرزا حبیب اللَه رشتی در أواخر عمر. 10ـ حالت رحمت و عطوفت در انسان از ناحیۀ خداست و حالت قساوت و گرفتگی از نفس است .

منشأ خیرات عالم

4
  • ظهور تمام خیرات و جمال‌های عالم از ناحیۀ پروردگار

  • تمام خیراتی که به انسان می‌رسد، اگر آن خیر خیرات باشد از ناحیۀ پروردگار است! تمام چیزهایی که شما در این عالم خیر می‌بینید، اینها همه از ناحیۀ پروردگار است! ما مَظهَر هستیم؛ مظهر: یعنی عاریه، یعنی خودش هیچ چیز ندارد! فقط صورت است حباب است! حباب می‌گوید درون من آب هست، من چی‌چی هستم؟! یک سوزن به آن می‌زنی می‌بینی هان، تو حباب بودی؟ حباب مظهر آب است دیگر، آب را ظاهر می‌کند، نگاه به حباب می‌کنی می‌بینی هان زیر این آب است، خودش که آب نیست! تمام آنچه که در عالم هست از خیرات از جمال‌ها و این جمال یوسف، جمال اوست!

  • خدا رحمت کند مرحوم آقای دستغیب را! شب‌های ماه رمضان دو سال پیش، من منبرهای ایشان را گوش می‌دادم، ساعت دوازده به بعد مثل اینکه منبرهای آقای دستغیب را می‌گذاشتند، حرف‌های خیلی خوشمزه و خوبی می‌زد! داشت این مسخ را می‌گفت که خدا اُمم گذشته را مسخ می‌کند و تبدیل به میمون می‌کند و حکایاتی نقل می‌کرد، من جمله یک چیز خیلی جالبی گفت که برای من خیلی جالب بود! گفت:

  • آقاجان، تو الآن چند سال داری؟ مثلاً هشتاد یا نود سال، خودت را برو در آینه ببین! بعد عکس بیست سالگی خودت را بیاور بغل این بگذار ببین مسخ نشدی؟! مسخ شدی دیگر! پس مسخ به چه می‌گویند؟! این عکس بیست سالگی، این هم قیافۀ نود سالگی! کجا رفت، چه شد؟! آن چشم و ابرو و خلاصه قد و قامت و... کجاست؟! ترکیب این سلول‌ها یک‌خورده که جایشان را با هم عوض می‌کنند، اصلاً نمی‌شود نگاهش کرد، کفّاره می‌خواهی بدهی! یک ذرّه عوض شده، طوری که نشده!(خنده استاد)

  • این علم‌ها از کجاست؟ مرحوم وحید بهبهانی در آخر عمرش رفت بالای منبر گفت:

  • آقایان، من دیگر ادلّه فراموشم شده، و باصطلاح تقلید از من جایز نیست، به شاگردم سیّد بحرالعلوم مراجعه کنید!