
اهمیت فهم و ادراک ظرافت های سلوکی
فقرۀ دعاء : من أین لی الخیر یا ربّ . 1ـ بیان علت اینکه چرا مولانا گاهی از جبر سخن می گوید وگاهی از اختیار . 2ـ تقیّد و تحفّظ اولیاء الهی نسبت به تکالیف شرعی از همۀ افراد بیشتر می باشد . 3ـ بیان ملاک برتری و اکملیّت اولیاءالهی از یکدیگر . 4ـ اثبات مطالب بواسطه برهان متفاوت است با وجدان آنها از طریق باطن . 5ـ ذکر حکایتی در ارتباط با ندامت ابن سینا از بیان مطلبی که شاگردان او تحمّل آن را نداشتند. 6ـ بیان کیفیت اطلاع و اخبار اولیاء الهی از آینده . 7ـ کمالات ائمه علیهم السلام اختیاری و اکتسابی بوده است . 8ـ مرحوم انصاری ـ رضوان اللَه علیه ـ می فرموند : مسألۀ أمر بین الامرین فقط با ادراک حقیقت توحید پروردگار متعال امکان پذیر می باشد.
اهمیت فهم و ادراک ظرافت های سلوکی
توضیحات:
فقرۀ دعاء : من أین لی الخیر یا ربّ . 1ـ بیان علت اینکه چرا مولانا گاهی از جبر سخن می گوید وگاهی از اختیار . 2ـ تقیّد و تحفّظ اولیاء الهی نسبت به تکالیف شرعی از همۀ افراد بیشتر می باشد . 3ـ بیان ملاک برتری و اکملیّت اولیاءالهی از یکدیگر . 4ـ اثبات مطالب بواسطه برهان متفاوت است با وجدان آنها از طریق باطن . 5ـ ذکر حکایتی در ارتباط با ندامت ابن سینا از بیان مطلبی که شاگردان او تحمّل آن را نداشتند. 6ـ بیان کیفیت اطلاع و اخبار اولیاء الهی از آینده . 7ـ کمالات ائمه علیهم السلام اختیاری و اکتسابی بوده است . 8ـ مرحوم انصاری ـ رضوان اللَه علیه ـ می فرموند : مسألۀ أمر بین الامرین فقط با ادراک حقیقت توحید پروردگار متعال امکان پذیر می باشد.
اهمیت فهم و ادراک ظرافت های سلوکی
12عمدۀ مطلب، آماده بودن سالک برای امتحانات و ابتلائات
عمده این است که انسان آماده باشد حالا در یک برهه هست در یک برهه نیست دیگر؛ آماده بودن انسان مهم است نه عمل و نه فعل!
سؤال شاگرد: آماده بودن برای چه چیزی؟
استاد: آماده بودن برای هر چیزی، آماده بودن برای ابتلاء و مسائل، حالا یا هست یا نیست، گاهی اینطور است گاهی اوقات هم آنطور است، صورتش گاهی اوقات فرق میکند؛ مسئله آماده بودن است و الاّ خب ممکن است مسائلی برای انسان پیدا بشود که از شرکت در جنگ و... مشکلتر باشد.
نمونهای از فهم و ادب مرحوم علاّمه طهرانی رضوان الله تعالی علیه در مقابل اساتیدشان
میگوییم «اُحِبُّ الصالحِینَ»1 دیگر؛ ما این را گرفتیم! یک بار من ندیدم که آقا در مقابل آقای حدّاد چهار زانو بنشینند؛ همهاش دو زانو مینشستند!
شاگرد: ما اینطوری نشستیم!
استاد: در مقابل آقای حدّاد بابا جان، ما همه طلبه و مثل هم هستیم، مسئله به اینجا نمیخورد و نزنید؛ اگر بخواهید بزنید این حرفها را دیگر نمیزنم! آنجا حساب استاد و این حرفها است.
شاگرد: برمیگردد به همان ادبی که شما فرمودید.
استاد:بله، آن ادب آن فهم آن درایت! این فقط نسبت به آقای حدّاد نبود، بلکه اصلاً بهطور کلّی؛ یک استادی داشتند به نام آقا شیخ عبدالجواد سدهی اصفهانی که فوت کرد، آقا میفرمودند:
از مراجع بالاتر نباشد کمتر نیست! (میگفتند:) من رسائل را پیش ایشان خواندم، که ما بودیم و آقای منتظری بود و سیّد محمّد بهشتی بود و آقا شیخ اسماعیل ملایری که احادیث الشیعه را دارد بود (و شاید هم آقای مطهّری)؛ حدود ده پانزده نفر بودیم و در مسجد دارالشّفا حجره داشت میرفتیم آنجا رسائل میخواندیم و مکاسب هم یکمقداری پیش ایشان میخواندیم. (میگفتند:) بسیار مرد دقیق النظر و بیهویٰ و هوسی بودند، خیلی دیر هم زن گرفت! در تمام حجرهاش دویست تومان جنس نبود، به اندازهای تمیز و به اندازهای نظیف بود! خیلی مختصر یک سماور نفتی ویک قوری داشت، میآمد چایی درست میکرد در استکان خیلی تمیز!
- .
أُحِبُّ الصالحینَ و لَستُ مِنهُم *** لَعَلَّ اللهَ یَرزُقُنی الصَلاحا
- .
