
اهمیت فهم و ادراک ظرافت های سلوکی
فقرۀ دعاء : من أین لی الخیر یا ربّ . 1ـ بیان علت اینکه چرا مولانا گاهی از جبر سخن می گوید وگاهی از اختیار . 2ـ تقیّد و تحفّظ اولیاء الهی نسبت به تکالیف شرعی از همۀ افراد بیشتر می باشد . 3ـ بیان ملاک برتری و اکملیّت اولیاءالهی از یکدیگر . 4ـ اثبات مطالب بواسطه برهان متفاوت است با وجدان آنها از طریق باطن . 5ـ ذکر حکایتی در ارتباط با ندامت ابن سینا از بیان مطلبی که شاگردان او تحمّل آن را نداشتند. 6ـ بیان کیفیت اطلاع و اخبار اولیاء الهی از آینده . 7ـ کمالات ائمه علیهم السلام اختیاری و اکتسابی بوده است . 8ـ مرحوم انصاری ـ رضوان اللَه علیه ـ می فرموند : مسألۀ أمر بین الامرین فقط با ادراک حقیقت توحید پروردگار متعال امکان پذیر می باشد.
اهمیت فهم و ادراک ظرافت های سلوکی
4مسئلۀ دیگر اینکه تمام مطالبی که در دفعۀ گذشته من خدمتتان عرض کردم همۀ اینها از حجّیت و اعتبار ساقط است و هیچگونه سندیّتی ندارد و شما اینها را جزء مهملات به حساب بیاورید؛ این هم مسئلۀ دوّم.
مسئلۀ سوّم این است که با توجّه به مطالبی که گفته شده و مسموع شده و به نظر میرسد و در واقع جدّاً دارم میگویم از آنجایی که ما نمیخواهیم مطلبی خلاف روش آقا بگوییم، من به این نتیجه رسیدم که ممکن است فلتاتی در زبان من روی بدهد و من مسئول این فلتات نیستم؛ از این نقطۀ نظر رفقا از این به بعد نظرات آقا را دیگر از من سؤال نکنند که من از پاسخ دادن معذور هستم و مسائلی که مربوط به آقا هست و نظرات آقا اینها را از خود آقا بشنوید یا از واسطۀ دیگری بشنوید. و بنا بر این است که ما این مطالب را دیگر تمامش کنیم، یعنی ختمش کنیم و دیگر صحبتی در میان نباشد. از این نقطۀ نظر، دیگر إنشاءالله سعی میکنیم با توفیق خدا مطالب مقبول العموم و مقبول عامّه مطرح باشد و صحبت بشود، و یکوقت نظرات شخصیمان را رعایت نکنیم، چون بالأخره ما خطاکار هستیم و من خیال میکنم که خلاصه اگر صحبت کردن یکقدری از حدّ معمول بخواهد فراتر برود، این شاید خلاف مطلوب را نتیجه بدهد، به جهت اینکه مطلوب این است که مطلبی به دست کسی برسد، و اگر قرار باشد خلاف برسد خب این داعی برای گفتن نیست و انسان چه داعی دارد؟! إنشاءالله اگر تقصیر و قصوری از ناحیۀ ما بوده در بیان مطلب و کم و ایراد وجود داشت، شما اینها را حمل بر مقام عصمت ما بگذارید (خنده استاد!) بنده از این به بعد سؤالاتی که مربوط به آقا میشود و نظرات آقا و مسائل شرعی را دیگر جواب نخواهم داد، و یعنی دیگر رفقا خودشان سؤال نکنند که من را در محذور بگذارند!
