اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت نجات و رستگاری(1)

14٬751
سال 1415
جلسات

فقره دعاء : و من أین لی النجاة و لا تستطاع الّا بک . 1ـ گریه و حسرت ابن سینا در اواخر عمر و تغییر احوال او و میل به طرف عرفان در اواخر عمر . 2ـ منشأ خیر فقط خداست و نجات به دست اوست . 3ـ اهل توحید برای ولیّ و مقام ولایت هیچ استقلالی قائل نیستند . 4ـ حکایت أیاز و سلطان محمود غزنوی . 5ـ اتصال به ولایت حتّی چهرۀ ظاهر را نیز عوض می کند . 6ـ تفسیر فقره « و من أین لی النجاة » از کلام امام سجاد علیه السلام .

حقیقت نجات و رستگاری(1)

توضیحات:

فقره دعاء : و من أین لی النجاة و لا تستطاع الّا بک . 1ـ گریه و حسرت ابن سینا در اواخر عمر و تغییر احوال او و میل به طرف عرفان در اواخر عمر . 2ـ منشأ خیر فقط خداست و نجات به دست اوست . 3ـ اهل توحید برای ولیّ و مقام ولایت هیچ استقلالی قائل نیستند . 4ـ حکایت أیاز و سلطان محمود غزنوی . 5ـ اتصال به ولایت حتّی چهرۀ ظاهر را نیز عوض می کند . 6ـ تفسیر فقره « و من أین لی النجاة » از کلام امام سجاد علیه السلام .

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت نجات و رستگاری(1)

12
  • بی عنایات حق و خاصان حق***گر ملك باشد سیاه استش ورق1
  • تمام آن‌چه كه ما را از دیگران امتیاز داده است همان نظر ولی است كه به ما افتاده. این به ما امتیاز داده. خودمان چه مطاعی را به بازار آوردیم؟ خودمان چه كار كردیم؟ هیچی! هیچ كاری نكردیم.

  • من نمی‌دانم این قضیه را گفتم یا نگفتم، خیال می‌كنم شاید این قضیه را گفته باشم. که اگر گفته باشم که خب رفقا... آن قضیه مولانا كه می‌گفت یك كسی را داشتیم كه قاضی بود در حلب و آن یارو آمد گرفتش و اینها. گفتم؟ هان؟ آهان پارسال گفتم بله. و خلاصه فقط آن‌كه ما با خودمان یك جفت پیراهن و شلوار برداشتیم همین، بقیه‌اش چیست؟ هیچی آقا! هیچ ابداً، بقیه هیچ است.

  • و تمام چیزها و تمام آثار و این مظاهر كمال. اینها ان‌شاءالله كه كامل می‌شود و تمام می‌شود و بلکه اتم هم می‌شود. تمام اینها فقط نظر ولی ‌است، نظر بكند می‌آید، نظر نكند هیچ خبری نیست آقاجان، هیچ خبری نیست! به جان شما من افرادی را دیدم كه این افراد حالاتی داشتند، كه اینها حالاتشان كذا و كذا بود. شاید اگر هم شما متوجه می‌شدید تعجب می‌كردید از... حالات توحیدی داشتند ها! نه این مكاشفات صوری. ولی وقتی كه نظر ولی از اینها برگشت اینها به قعر جهنم رفتند؛ ای كاش می‌ماندند این وسط. نه این‌كه آن حالت از آنها گرفته می‌‌شود. قرآن آتش زدند، مفاتیح آتش زدند. من با چشم خودم اینها را دیدم. تمام اینها چیست؟ نظر این برگشت. برای چه؟ برای این‌كه او گفت این كار را انجام بده. او گفت كه: این را برای شماها گفته برای من نگفته؛ من الآن این را انجام می‌دهم. هیچی، ایستاد آقا، در مقابل ولی ایستاد، ایستاد. گفتش كه نه! من به نظرم می‌رسد كه این خوب است. خب به نظرت می‌رسد برو انجام بده. رفت انجام داد کارش هم به کجا کشید، یكدفعه نه ها! یواش یواش! اگر قرار بشود كه قضیه برگردد یواش یواش برمی‌گردد.

    1.  مثنوی معنوی مولانا
/ 260